یک خبر و انواع موضع گیری

امروز نود و دومین روزی ست که به عهدی که با خودم بستم، وفادار ماندم. امیدوارم عمر یاری کند و این تعهد رو به فرجام برسونم. احتمالا می دونید که تصمیم دارم به مدت یکصد روزِ متمادی در این وبلاگ بنویسم و بعد از آن، وبلاگ را به صورتی کمی جذاب تر پیش ببرم. از… Read More »

علی کریمی

خب طبق معمول اوایل هر هفته درباره دوستانم خواهم نوشت. این هفته به دلیل امتحانات کمی تعویق افتاد. نوشته های قبلی یی رو که درباره دوستان عزیزم نوشتم رو میتونید از طریق لینک های زیر دنبال کنید: طاهره خباری / رحیمه سودمند / سجاد سلیمانی / سعید فعله گری / شاهین کلانتری  و (+) /… Read More »

از هیچ گفتن

هیچِ من مدرک و درسی ست که این روزها اجازه نمی دهد کتابهایی که باید، را مطالعه کنم. هیچ من، من را از زندگی انداخته ست. فردا امتحان دارم. ومجبورم برای اون بخونم. فعلا. هرچند خیلی فرقی نمی کنه اما چا داره بگم که، امتحان خوبی بود. امروز نودمین روز به پایان می رسد. نودمین… Read More »

درباره عِرق به دارایی هایمان

این روزها که درگیر امتحانات هستم و هر روز اطلاعاتی بی خود به مغزم میدم تا چند روز بعد روی برگه کاغذ به استادم تحویل بدم، از خودم بدم می آد، چون این کاری که می کنم تنها از سر اجبار ست و بس. این که من بدونم محل استقرار ماشین آلات صنعتی در منطقه… Read More »

صنعت ورزش و نگاه انسانی

من به طور معمول تلویزیون رو نگاه نمی کنم. اگر هم برنامه ای باشه به هر طریقی شده باشه از آرشیو اینترنت در می آرم و می بینم. اما کلا می خوام اینو بگم که تلویزیون یا نمی بینم یا اگر ببینم فوتبالِ. اما راستش رو بخواین وقت امتحانات کمی فرق می کنه؛ در این… Read More »

واقع گرایی

پی نوشت یک: خب باز جا داره به خودم و خوانندگان این وبلاگ یادآوری کنم که، من به خودم قول دادم که یکصد روز و به طور مداوم و بیش از پانصد کلمه بنویسم و بعد از اون این وبلاگ رو با برنامه مشخص تری پیش خواهم برد. پی نوشت دو: کم کم دارم عاشق… Read More »

تعصب پوچ

پی نوشت: امشب که دارم این سیاهه رو می نویسم، تا از قولی که خودم به خویشتنم دادم سرپیچی نکنم؛ خیلی خیلی خستم. اما راهی ندارم. دارم؛ اما مگر عهد شکستن چه سودی حاصل من می کند. پس می نویسم. پی نوشت: فینال معتبرترین جام فوتبال در رده باشگاهی نزدیکِ و من هم به فوتبال… Read More »

وقتی روح جان می دهد

عرف عام از جمله عبارتهای پرکاربرد نویسنده معروف آلن دوباتن در کتاب تسلی بخشی های فلسفه ست که به نظر من در وصف خیلی از ما ها صادق ست. بهعدا مفصل راجع بهش خواهم نوشتن اما اگر بخوام به طور خلاصه بگم که منظور نویسنده چیست، باید بگم که قصد داره اذعان کنه که همیشه… Read More »

حس عالی

پی نوشت: چند روز پیش یکی از دوستانم در اینستاگرام پستی را منتشر کرده بود با تصویری از “کارت اهداء عضو”. و من هم از همون روزز دارم به این کارت فکر می کنم که داشته باشمش تا در صورتی که از این دنیا رفتم، حداقل یه خیری به یک یا چند نفر برسونم. ایده… Read More »

زمان و بهاء

پول چه بهایی دارد که ممکن ست در موازنه با زمان سنگینی کند. امروز تو مسیر بازگشت به منزل (از ونک به سمت ستارخان) داشتم فکر می کردم که با اتوبوس بیام و کرایه حمل و نقل کمتری بدم و یا با تاکسی بیام و از زمانی که دارم بهتر استفاده کنم. البته حالتی هم… Read More »

معصومه شیخ مرادی

طبق معمول هر هفته، و مطابق قولی که خودم به خویشتن ام دادم، اوایل هفته یک پست راجع به دوستانم می نویسم و در وبلاگم منتشر می کنم. نوشته های قبلی یی رو که درباره دوستان عزیزم نوشتم رو میتونید از طریق لینک های زیر دنبال کنید: طاهره خباری / رحیمه سودمند / سجاد سلیمانی… Read More »

امشب در اروپا جام می دهند

در کشور عجیب و غریب ما “ایران” اتفاقات نادر و شگفت انگیز کم رخ نمی ده. از اون دسته اتفاقاتی که به جرات می توان گفت که فقط در ایران رخ می دهد، بسیار زیاد ست. یک نمونه بارز و البته وابسته به این نوشته من این که رشته اول ورزشی در ایران فوتبال ست.… Read More »

حرف های بی سر و ته (۳)

پی نوشت: چقدر حرف های بی سر و ته برای گفتن دارما.خودم فکرش رو نمی کردم. خودم احساس می کنم مستعد بیان حرف های بی سر و ته در روزهای متعددی هستم. اما ترجیح می دم این پستی که اینجا منتشر می کنم، نسخه آخر آن باشد. حداقل در این بازه زمانی. ترجیح می دم… Read More »

حرفهای بی سر و ته (۲)

انسان چی داره که داره به خودش می نازه. هر روز و بیشتر از قبل. به چی داره افتخار می کنه که کسی جلو دارش نیست. عجیب موجودیِ این انسان. یکی از فانتزی های زندگیم اینکه یه روز ببینم حیوونات راجع ما انسانها چی می گن. یعنی می شه علم پیشرفت کنه و به این… Read More »

حرفهای بی سر و ته

امروز  داشتم فکر می کردم که تازگی چقدر بی غیرت شدم. چقدر بی تفاوت. چقدر بی هویت. همه این نسبت ها رو نسبت به کشورم دارم. چرا من اینجوری شدم. انگار نه انگار که تو این آب و خاک بزرگ شدم و دارم اینجا زندگی می کنم. خیلی ناشکر شدم. واقعا دارم به کجا می… Read More »

وقتی حرف کم میارم

امروز حدود هشتاد روز هست که می نویسم. مکرر. دنباله دار. بدون وقفه. بدون بی نظمی. روزهای اول بود که تصمیم گرفتم وبلاگ راه اندازی کنم، سری زدم به وبلاگ استاد ارجمند، محمدرضا شعبانعلی. دیدم نکات زیادی رو راجع به وبلاگ نویسی گفته. من هم که این وبلاگ رو به تازگی مشغول نوشتن در آن… Read More »

از وبلاگ قدیمی ام(رویا،آرزو،هدف)

از دوران کودکی یادم هست هیچگاه یک کتابخوان حرفه ای نبودم و هنوز هم ادعایی ندارم که حرفه ای شده ام  اما خب . من خودم ابراز نمی کنم اما هرکسی که جند روزی در حوالی من هم زندگی کند می تواند اذعان کند که بیش از پیش برای کتاب وقت می گذارم . بگذریم… Read More »

این اردیبهشتِ غیر تکراری

شما که خواننده این نوشته هستید (با توجه به تیتر این نوشته) احنمالا دارید با خودتون فکر می کنید که مگه ماه های دیگه هم تکرار می شن؟ که من اومدم اینجا نوشتم “اردیبهشت تکرار نشدنی” . البته که نه. منظور من از این نوشته و به طور خاص تیتر این نوشته، ثبت کردن اتفاقات… Read More »

آیندهِ ما

پیش نوشت اول: همین اول بحث جا داره یه بار دیگه یادآوری کنم که من قصد دارم یکصد روز به طور مداوم بنویسم. و بعد از این یکصد روز تغییراتی در این وبلاگ ایجاد کنم. پیش نوشت دوم: در وهله دوم جا داره یاداوری کنم که قصد دارم کار با ووردپرس رو بیش از قبل… Read More »

چرخهِ کتاب و سعید فعله گری

وقتی یک معشوقه نرم افزار تصمیم می گیره کاری کنه، حتما انجامش میده. حالا جالب تر و جذاب تر اینکه تصمیم گرفته این انتخاب رو درباره کتاب محقق کنه. این یعنی دلخوشی. این یعنی حس خوب. که تو این زمونه به راحتی جایی یافت نمیشه. سعید فعله گری تصمیم گرفته چرخه کتاب راه اندازی کنه.… Read More »