تقلید و خانواده

بیشتر نوشته های این جا به دوران کودکیم برمی گرده . علتش رو شاید بعدا تو کتابهای متعددی که می خونم بتونم پیدا کنم . اما موقتا میتونم اشاره کنم که به عقیده من این نوشته های درد دل طور به خاطر نتوانستن در بیان

بیشتر بخوانید
کلیشه

چرا ” علم بهتر است یا ثروت ” ؟
وقتی بچه بودم سوال ” علم بهتر است یا ثروت ” به شدت رایج بود . گاهی با عنوان موضوع انشا بروز می کرد . بعضا هم با جر و بحث های دوستانه . و حتی

بیشتر بخوانید
اتفاقی که انتظارش را می کشیدم

برای اینکه یه اتفاق میمون و خوشایند بیفتد هرکسی قدری زحمت می کشد و این معمولا به شخص حس خوشایندی می دهد .
من اعتراف می کنم برای این که موبایل نداشته باشم . مدت ها منتظر اتفاقی بودم که بیفتد تا از دستش خلاص

بیشتر بخوانید
تولد !

اینکه ما در چه سال و چه ماه و چه روزی به دنیا آمدیم ، مطلقا به ما مربوط نیست . اینکه به خاطر این قضیه خوشحال باشیم هیچ جوره در مخیله من نمیگنجه . در هر حال در این پست قصد دارم راجع این

بیشتر بخوانید
انتقاد و یک دوست !

در اولین روزهایی که تصمیم گرفتم وبلاگی داشته باشم و دل نوشته های بدون انسجامم را در آن بنویسم فک نمی کردم یک روزی برسد نوشته هایم مخاطب داشته باشد . مخاطبی که از همان اول می دانستم یک روز بالاخره دیر یا زود سراغم

بیشتر بخوانید
شهید و شهادت

چند روز پیش رفته بودیم خونه یکی از فامیل و متوجه شدم که یکی از تکالیفی که بعد از عید باید به مدرسه اش تحویل دهد این است که باید درباره شهید و شهادت بنویسد . فارغ از هر گونه اعتقادات و اینکه آیا این

بیشتر بخوانید
پیش فرض!

نمی دانم چرا این ذهنیت که در چند خط آتی خواهم نوشت هیچگاه از ذهنم بیرون نمی رود و مدام در حال مصداق و مثال های صحیح پیدا کردن برای آن هستم . وافعا نمی دانم چرا . هیچ گاه از آن متنی یا سندی

بیشتر بخوانید
پسامهندسی

چند وقتی هست که به این فکر میکنم بعد از پایان دوره کارشناسی چی کار کنم .
راستش را بخواهید در طول این دوران کارهای پاره وقت و گاهی هم تمام وقت ! انجام دادم . و یکی از دلایل اینکه هنوز بعد ۵ سال

بیشتر بخوانید
وصف حال – قسمت دوم

مقدمه اول :
این که هر انسانی آخر سال که میشه یاد مرور پرونده اش می افته در سالی که گذشتت اصلا اتفاق تازه ای نیست . از اون بدیهیی تر ( اثر نقطه شروع می باشد ) که همه ما گرفتارش می شویم و

بیشتر بخوانید
برای دوست

طبق قولی که داده بودم ، شنبه هر هفته را به یکی از دوستانم اختصاص می دهم و به معرفی وبلاگش می پردازم که در طول هفته گذشته واکاوی اش کردم .
بارها و بارها به وبلاگش سر زدم و تعداد هم کامنت کذاشتم چه

بیشتر بخوانید
مسافرت

اوایل که به تازگی معنی زندگی را فهمیده بودم مثلا حدود سن و سال ۱۳ سالم بود علاقه پیدا کرده بودم بروم جایی غریب و نباشم . شاید به همین جهت هم بود که رو به گشت های رصدی آوردم که ماهیتشان گشت و گذار

بیشتر بخوانید
وصف حال- قسمت اول

مقدمه :
قصد دارم راجع به سالی که گذشت ، حال فعلی ام و سالی  که پیش رو دارم مطالبی را در وبسایتم ثبت کنم . اینجا باقی بماند تا گهگاهی به آن مراجعه کنم و حال خودم را ببینم و دریابم که چگونه بودم

بیشتر بخوانید
شب

وقتی هوا تاریک می شود . آفتاب رنگش را می بازد . ستاره ها رخ نشان می دهند و جایی دیگر در کره زمین روشن می شود ؛ شب تعریف می شود . شب که نماد استراحت بوده . اما برای عده ای زمانی مناسب

بیشتر بخوانید
حرفهای ناگفته من

بهترین اتفاق در تمام دوران دانشگاه این بود که باعث شد (در بدبینانه ترین حالت ممکن ) من از آدم کاملا خجالتی به آدمی تبدیل بشم که توانایی دفاع از حق خودم را داشته باشم . تمام این سالها یاد گرفتم . به برکت وجود

بیشتر بخوانید
معلم واقعی

قول داده بودم شنبه هر هفته وبلاگ یکی از دوستانم را به شما معرفی کنم به همراه نوشته ای از خودم راجع به آن شخص ، آن محیط ، آن نوشته و … . یک هفته گذشت  و مرتب علاوه بر وبگردی های روزمره ام

بیشتر بخوانید
سوال

امروز و دیروز اصلا گذر زمان را متوجه نشدم . خیلی برام جالب بود . نه اینکه اتفاق منحصر به فردی افتاده باشه . وقت رو گم کرده بودم انگار . وقت که برای من در گرانبهاست . اگر گم شود . همه چیزم را

بیشتر بخوانید
پروژه

امروز و چند روز آینده شدیدا در گیر پروژه درس آنالیز تصمیم گیری هستم . سعی می کنم در این باره مطلبی بنویسم .
طبق قرار تصمیم دارم راجع به حال و هوای ارائه پروژه درس تصمیم گیری بنویسم . امروز ۲۴٫۱۲٫۹۵
اجازه بدید کمی

بیشتر بخوانید
هدف اول
چرا وبسایت

هیچ وقت یادم نمی ره که اولین بار در محیط بلاگفا وبلاگ داشتم و به خاطر علاقه ام به عکس و عکاسی _ که حالا با جرات می تونم بگم علتش تنبلی بوده _ ایجادش کرده بودم . دقییق یادم نیست که چی شد که

بیشتر بخوانید