ستارهِ روشن شبهای من

ستارهِ روشن شبهای من

خب امروز و دیروز و فردا و دو سه روز آینده صحبت از انتخابات بیش از پیش گر می گیرد و نقل محافل می شود. طوری شعله می کشد که همه را هم در بر می گیرد. در این سرزمین برهوتِ بی آب و علف هم کاری از دستمان بر…

Read More

شاهین کلانتری

شاهین کلانتری

قبلا راجع به شاهین به طور خیلی گذرا نوشتم، اما این بشر به قدری گیراست که به راحتی می توان مدت ها از او نوشت. در همین اول نوشته اشاره کنم که دوستی با او باعث افتخار من بوده و هست و امیدوارم لایق این دوستی بمانم. قبل از اینکه…

Read More

یکشنبه های نفرین شده

یکشنبه های نفرین شده

یک بار دیگه جا داره در اول نوشته هام یادآوری کنم که من در این وبلاگ متعهد شدم به مدت یکصد روز بی وقفه بنویسم . و سپس بعد از آن (احتمالا) وبلاگ را منسجم تر پیش خواهم برد . برآورد من از شروع با هدف و با انسجام از…

Read More

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی

شکل گیری این وبلاگ کمی عجیب و نا خواسته بود و دوس داشتنی . شاید شبیه به شکل گیری یک انسان . شاید اصطلاح قشنگی برای بیان نباشد اما اینکه واقعیت را باید اذعان داشت ، اولویت بالاتری دارد . یادم هست وقتی ۱۳ سالم بود وبلاگی داشتم با عنوان…

Read More

این ذهن بیمار

این ذهن بیمار

داشت اوضاع کشور یکمی رو به بهبود می رفت که مردم با اینترنت آشنا شدن . دقت کنین : “آشنا شدن” . بدون هیچ فرهنگ سازی . اوج این آشنایی و در فرض خیالی ما تطبیق با پیشرفت تکنولوژی ، قرین و همزمان شده بود با حاکمیتِ دولتی که سر…

Read More

مهاجرت و یا ممارست

مهاجرت و یا ممارست

اگر خواننده ثابت این وبلاگ هستید ، حتما در جریان قرار دارید که من تصمیم دارم به مدت یکصد روز مداوم بنویسم و اگر هم نیستید و برای اولین بار به اینجا سر می زنید و یا گذری به اینجا سر می زنید لازم ست که در جریان قرار بگیرید…

Read More

تا بوده همین بوده

تاریخ وقتی ورق می خورد ، به ما می آموزد که نیاکانمان چه کردند تا ما در زمان حال بتوانیم اینگونه زندگی کنیم . درس از گذشته که بهاء سنگینی داده شده تا به دست آمده به ما آموزد برای بهتر زندگی کردن باید تغییر کرد . باید گذشت .…

Read More

اردیبهشت و تبعاتش

اردیبهشت و تبعاتش

چند باری از اردیبهشت و از اثرات این ماه بر زندگی ام در اینجا نوشته ام . اما شاید حوضله مطالعه نوشته های من را ندارید ، کمی برایتان به طور خلاصه خواهم گفت و بعد به موضوع اصلی این نوشته خواهم پرداخت . حتما براتون پیش اومده که یکم…

Read More

طمعِ اولین شدن

طمعِ اولین شدن

ابراز یه حس درونی خیلی آسون نیست . اما می خوام امشب به این موضوع بپردازم و کمی با خودم و شما رو راست تر باشم و از احساس های درونی ام نسبت به اطرافیانم بگم . حتی گاهی اوقات نسبت به خویش . به نظر نوشته جالبی از آب…

Read More

الحاق فضا به فضا

الحاق فضا به فضا

پی نوشت : احتمالا می دونید که من در این وبلاگ به مدت یکصد روز قصد دارم بنویسم و بعد به صورت مرتب تر و با رعایت نکاتی که در طول این یکصد روز یا گرفتم ، سیاهه هایم را در معرض دیدتان قرار دهم . اینها همه بهانه ای…

Read More

آخه چرا کتاب

آخه چرا کتاب

همانطور که می دانید (احتمالا ) من بنابر تعهدی که به خودم دادم و اینجا هم ثبتش کردم ، قرار ست که من صد روز به طور مداوم بنویسم . و بعد از این دوره تصمیم به ادامه نوشتن در وبلاگ بگیرم . از صبر شما سپاسگزارم . در این…

Read More

طعامِ بیچاره

طعامِ بیچاره

چند روزی هست که یه گوشی تازه خریدم و به شدت دارم خودم رو با شرایط جدید تطبیق می دم . یکی از اتفاقات خوب اینه که تونستم نرم افزاری به نام Feedly رو پیدا کنم و وبلاگ دوستان متممی ام رو بخونم . خیلی خوشحالم از این مسئله .…

Read More

مرزبندیِ فکر!

مرزبندیِ فکر!

باران می بارد . موسیقی پخش می شود . صدای مردم در گوشم می پیچد . دغدغه ها از جلوی چشمم رد می شوند . آگاهانه به آنها پشت می کنم تا خودم را آزاد بگذارم . ساختار ها را می شکنم تا نفس می کشم . نفس کشیدن را…

Read More

دانشگاه – قسمت دوم

دانشگاه – قسمت دوم

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم . قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید . شاید جواب دادن به…

Read More

نمایشگاه کتاب

نمایشگاه کتاب

به یاد و خاطره نمایشگاه پارسال که هنوز هم تاثیرش رو در زندگیم دارم میبینم می نویسم . و البته نمایشگاه های قبل . و البته از همه مهمتر نمایشگاه امسال و خرید های امسال . هنوز دقیق برنامه ریزی نکردم اما فردا یکی از برنامه های اصلی ام این…

Read More

یک بار برای همیشه

یک بار برای همیشه

تصمیم دارم یکی از اعتیاد هایی که به تازگی پیدا کردم رو ترک کنم . چاره ای هم ندداشتم ، جز اینکه اینجا ثبتش کنم . به تازگی پی بردم برای تغییر عادت و ایجاد مسیر جدید در زندگی می بایست کمی سخت تر با مسائل برخورد کرد . یه…

Read More

زندگیِ تلخِ حقیقی

زندگیِ تلخِ حقیقی

وقتی برنامه ها اونجوری که انتظار داری پیش نمی ره ، یاس و ناامیدی سراسر زندگی انسان رو فرا می گیره . حواس انسان به نا کجا آباد می رود و دست هایش همگام با مغزش نیست و از دستورات قلبش پیروی نمی کند . این روزها حسم غریب ست…

Read More

یک دیدار. یک زندگی

یک دیدار. یک زندگی

جمعه من با امین آرامش دوست داشتنی دیدار داشتم . به من که خیلی خوش گذشت . یک روز عجیب و خاص بود . احساس ام اینکه این دیدار و حرفهایی که در اون ردو بدل شد تمام زندگیم را تحت الشعاع قرار می دهد . جمعه ای که گذشت…

Read More

پیرمردِ خفتهِ خسته

پیرمردِ خفتهِ خسته

روایت یک نگاه . پیش از شروع آزمون ارشد . به هنگام عبور از پارک در نزدیکی محل آزمون . ما بین شروع آزمون تا زمان نشستن ما سر صندلی هامون سی دقیقه ای فاصله بود . این روایت آغشته به تنه رو تو سکوت پر از فریاد قبل آزمون…

Read More