روایت یک دیوانه

روایت یک دیوانه

روایت یک دیوانه در سرزمین حیوانات. دوان دوان از راه رسید. نمیدونست که جایی که در اون قرار داره کجاست. اطراف رو نگاه کرد. پر از وسایلی بودن که گویا به دست او و امثال او ساخته شده بود. نور در آنها روشن بود. به اولین نفر که رسید ازش…

Read More

وقت آزاد

وقت آزاد

من بر حسب عادت و علاقه نوشته های دکتر صدر رو دوست دارم _میتونید نمونه نوشته های دکتر حمیدرضا صدر رو در این لینک ببینید_ ولی به دلیل مشغله کاری و کمی تنبلی چند وقتی نتونسته بودم که مطالبی که می نوشت رو بخونم. اما این روزها خوشحالم که تونستم…

Read More

زندگی جاریست

زندگی جاریست

سلام. خوشحالم که دوباره دارم مینویسم. تو این مدت قصد کرده بودم درباره وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی به صورت دنباله دار بنویسم که به دلایل فراوون نشد. این مدتی که نبودم (اگر اشتباه نکنم حدود دو هفته میشه) به شدت درگیر بودم. البته معتقدم که مدیریت زمان نکردم و…

Read More

تازه ها

تازه ها

از امروز به دلایل نا معلوم قصد دارم در وبلاگم بخش انگلیسی رو هم اضافه کنم؛ به بیان بهتر نوشته اول رو همین امروز منتشر کردم. دوست داشتید مطالعه کنید. البته این رو هم بگم که میدونم اشتباه دارم. میدونم. و قطعا خوشحال می شم که بگید. ولی قصدم اینکه…

Read More

چرا وبلاگ نویسی؟ چرا وبلاگ خوانی؟

چرا وبلاگ نویسی؟ چرا وبلاگ خوانی؟

در بخش اول کمی از وبلاگ خوانی و انواع و اقسامِ افرادی گفتم که روزی روزگاری با وبلاگ سر و کار خواهند داشت؛ من خودم اسمش رو میزارم مقدمه ای برای وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی . این هفته وقتی داشتم فکر می کردم که در وبلاگم چی بنویسم، تصمیم…

Read More

چرا وبلاگ نویسی؟ و چرا وبلاگ خوانی؟

چرا وبلاگ نویسی؟ و چرا وبلاگ خوانی؟

در حال حاضر که مشغول نوشتن این سیاهه هستم، تمام طول هفته رو با خودم کلنجار رفتم که آیا با این تجربه محدود حق دارم از وبلاگ نویسی بنویسم یا خیر؛ و اعتراف هم می کنم که هنوز هم به جمع بندی نرسیدم. با این وصف شروع می کنم به…

Read More

برای داوود عزیز

برای داوود عزیز

اول تصمیم گرفته بودم که فقط برای داوود عزیز در جواب کامنت بنویسم. اما بعد از طولانی شدن آن، تصمیمم بر این شد که به عنوان یک پست بنویسم، پیشاپیش از طویل بودن این سیاهه از شما عذر خواهی می کنم. سوال داوود شاکری عزیز در زیر پست قبلی آمده،…

Read More

پول به بیان ساده

پول به بیان ساده

پی نوشت: روزهای سختی رو دارم می گذزونم. اما در همین روزها هم که هستم معتقدم بعد از هر سختی، آسونی هست. هر بالایی، پایینی هم داره. شاید به همین خاطر هست که دارم به زندگی ادامه میدم و دوست دارم ادامه بدم. روزها همون روزها هستن. شب ها هم…

Read More

مرگ کلیشه

مرگ کلیشه

طبق وعده ای که داده بودم تصمیم دارم تا اطلاع بعدی جمعه ها در اینجا بنویسم. امروز که در تمام مدتی که در منزل مان مهمان داشتیم به این فکر می کردم که موضوع نوشته ام چی باشه. با خودم گفتم بهتره از چیزی که این روزها باهاش درگیرم بنویسم.…

Read More

بروزرسانی نوشته ها

بروزرسانی نوشته ها

از این تاریخ با توجه به مشغله روزانه ام تصمیم گرفتم که فقط در روزهای جمعه وبلاگم را بروز رسانی کنم. امیدوارم این کم بودنم، مفید باشه. به قولی “کم گوی و گزیده گوی چون در”. تا امروز هر باز سعی کردم جمعه ها بنویسم نتونستم، اما یکی از اهداف…

Read More

تابستان

تابستان

اعتراف اول: از بی تیتری رو آوردم به این تیتر “تابستان “. پی نوشت: امروز گرفتار کلیشه شدم. کلیشه سی و یکم شهریور. اول مهر. نقطه شروع. هر چیزی که می شه به حالا ربطش داد. گرفتارش شدم. خوشبختانه گرفتار پلتفرم هایی مثل اینستاگرام و تلگرام نیستم، سعی کردم خودم…

Read More

دست آورد های یک روز تابستانی

دست آورد های یک روز تابستانی

خب گردهمایی متمم در تاریخ ۲۶ مرداد به بهترین شکل ممکن برگزار شد. من به نوبه خودم خیلی خوشحالم که در اون بودم. به وجود دوستانم می بالم. خیلی نمی خوام وقتتون رو بگیرم. فقط می خوام یه مقدار از تصمیماتی بنویسم که بعد از این گردهمایی گرفتم. جون احساس…

Read More

یکصدمین روز فرا رسید

یکصدمین روز فرا رسید

بالاخره تموم شد. صد شبانه روزی که عهد بسته بودم در وبلاگم بنویسم. تمام شد. یکصد روز گذشت. یکصد شب هم گذشت. برای من شبانه روز یعنی زندگی. یک زندگی کامل. هر روز یک زندگی کامل. هر روز. وقتی تصمیم گرفتم یکصد روز بنویسم، اصلا این روز رو تصور نمی…

Read More

محمدرضا شعبانعلی

قول داده بودم شنبه هر هفته وبلاگ یکی از دوستانم را به شما معرفی کنم به همراه نوشته ای از خودم راجع به آن شخص ، آن محیط ، آن نوشته و … . یک هفته گذشت  و مرتب علاوه بر وبگردی های روزمره ام ، به وبسایتش سر زدم…

Read More

بی سر و ته

بی سر و ته

پی نوشت : می دونید و می دونم. اما باز هم می نویسم. به شرط پایبند بودن به قولی که به خودم دادم، یکصد روز مداوم می نویسم. می نویسم به دلایل زیاد. قصد دارم بخشی از دلایل رو دقیقا در صدمین روز بازگو کنم و ثبت کنم. در حال…

Read More

من هستم

خب اگر زمان به عقب بر گرده که هیچوقت بر نمی گرده، نوشتن در اینجا رو به تعویق نمی نداختم. اما حالا که وقت محاکمه ندارم و تنها می تونم به خودم این ایمان رو بدم که این پنج روز باقی مونده رو دیگه به تعویق نندازم، تا این یکصد…

Read More

فوریت

فوریت

خب رسیدم به نود و سومین روز از یکصد روز اول. اعتراف می کنم که هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر سخت و شیرین باشه (دقت کنین دو مقوله جدا از هم هستن و می تونن کنار هم بنشینن). روز اول که انتخاب کردم که به این تصمیم پا بند…

Read More

دنیای مدرن

دنیای مدرن

در این دنیا هر چه پیش می رویم، گویی در دشت اطلاعات غرق می شویم. هر چه جلو تر می رویم جای پای مان بیش از قبل در پهنه اطلاعات فرو می رود. اگر بخواهیم راجع به خوبی و بدی صحبت کنیم، بحث مان به درازا خواهد کشید. و احتمالا…

Read More

یک خبر و انواع موضع گیری

یک خبر و انواع موضع گیری

امروز نود و دومین روزی ست که به عهدی که با خودم بستم، وفادار ماندم. امیدوارم عمر یاری کند و این تعهد رو به فرجام برسونم. احتمالا می دونید که تصمیم دارم به مدت یکصد روزِ متمادی در این وبلاگ بنویسم و بعد از آن، وبلاگ را به صورتی کمی…

Read More

علی کریمی

علی کریمی

خب طبق معمول اوایل هر هفته درباره دوستانم خواهم نوشت. این هفته به دلیل امتحانات کمی تعویق افتاد. نوشته های قبلی یی رو که درباره دوستان عزیزم نوشتم رو میتونید از طریق لینک های زیر دنبال کنید: طاهره خباری / رحیمه سودمند / سجاد سلیمانی / سعید فعله گری /…

Read More