Tag Archives: کتاب

بی سر و ته

پی نوشت : می دونید و می دونم. اما باز هم می نویسم. به شرط پایبند بودن به قولی که به خودم دادم، یکصد روز مداوم می نویسم. می نویسم به دلایل زیاد. قصد دارم بخشی از دلایل رو دقیقا در صدمین روز بازگو کنم و ثبت کنم. در حال حاضر نود و شش روز… Read More »

آیندهِ ما

پیش نوشت اول: همین اول بحث جا داره یه بار دیگه یادآوری کنم که من قصد دارم یکصد روز به طور مداوم بنویسم. و بعد از این یکصد روز تغییراتی در این وبلاگ ایجاد کنم. پیش نوشت دوم: در وهله دوم جا داره یاداوری کنم که قصد دارم کار با ووردپرس رو بیش از قبل… Read More »

آخه چرا کتاب

همانطور که می دانید (احتمالا ) من بنابر تعهدی که به خودم دادم و اینجا هم ثبتش کردم ، قرار ست که من صد روز به طور مداوم بنویسم . و بعد از این دوره تصمیم به ادامه نوشتن در وبلاگ بگیرم . از صبر شما سپاسگزارم . در این وبلاگ بارها و بارها راجع… Read More »

نمایشگاه کتاب

به یاد و خاطره نمایشگاه پارسال که هنوز هم تاثیرش رو در زندگیم دارم میبینم می نویسم . و البته نمایشگاه های قبل . و البته از همه مهمتر نمایشگاه امسال و خرید های امسال . هنوز دقیق برنامه ریزی نکردم اما فردا یکی از برنامه های اصلی ام این خواهد بود که برای خرید… Read More »

خانه

امروز وقتی به قبل نگاه می کنم ، باورم نمیشه که تونستم حدود ۱۶ سال را یک جا زندگی کنم . اما باید این را باور کنم . باور کنم که تونستم . سهم اجبار را توانستم در زندگیم به سادگی بپذیرم . به سادگی در برابر تغییرات انعطاف به خرج ندهم . بایستم و… Read More »

جای خالی بعضی افراد

همیشه با خودم فکر می کردم این که من اینجا هستم . در این نقطه مکانی . در این نقطه از تاریخ . در این فضا از شهرم و یا خانه ام . و … . تمام دنیاست . این یعنی دنیای من چقدر کوچک بود . یعنی تصوری  از دنیای خارج از چیزی که… Read More »