باورنکردنی ولی ممکن

باورنکردنی ولی ممکن

نمی دونم چجوری ممکن شده. بدون شک یکی از شلوغ ترین دوران زندگی ام رو دارم پشت سر می گزارم؛ و به طور ناخواسته انگار افتادم وسط این همه دغدغه. بدون شک دستاورد این روزها رو با هیچ چیز عوض نمی کنم، اما تحمل این همه کار که از در…

Read More

وقت آزاد

وقت آزاد

من بر حسب عادت و علاقه نوشته های دکتر صدر رو دوست دارم _میتونید نمونه نوشته های دکتر حمیدرضا صدر رو در این لینک ببینید_ ولی به دلیل مشغله کاری و کمی تنبلی چند وقتی نتونسته بودم که مطالبی که می نوشت رو بخونم. اما این روزها خوشحالم که تونستم…

Read More

زندگی جاریست

زندگی جاریست

سلام. خوشحالم که دوباره دارم مینویسم. تو این مدت قصد کرده بودم درباره وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی به صورت دنباله دار بنویسم که به دلایل فراوون نشد. این مدتی که نبودم (اگر اشتباه نکنم حدود دو هفته میشه) به شدت درگیر بودم. البته معتقدم که مدیریت زمان نکردم و…

Read More

تازه ها

تازه ها

از امروز به دلایل نا معلوم قصد دارم در وبلاگم بخش انگلیسی رو هم اضافه کنم؛ به بیان بهتر نوشته اول رو همین امروز منتشر کردم. دوست داشتید مطالعه کنید. البته این رو هم بگم که میدونم اشتباه دارم. میدونم. و قطعا خوشحال می شم که بگید. ولی قصدم اینکه…

Read More

پول به بیان ساده

پول به بیان ساده

پی نوشت: روزهای سختی رو دارم می گذزونم. اما در همین روزها هم که هستم معتقدم بعد از هر سختی، آسونی هست. هر بالایی، پایینی هم داره. شاید به همین خاطر هست که دارم به زندگی ادامه میدم و دوست دارم ادامه بدم. روزها همون روزها هستن. شب ها هم…

Read More

مرگ کلیشه

مرگ کلیشه

طبق وعده ای که داده بودم تصمیم دارم تا اطلاع بعدی جمعه ها در اینجا بنویسم. امروز که در تمام مدتی که در منزل مان مهمان داشتیم به این فکر می کردم که موضوع نوشته ام چی باشه. با خودم گفتم بهتره از چیزی که این روزها باهاش درگیرم بنویسم.…

Read More

تابستان

تابستان

اعتراف اول: از بی تیتری رو آوردم به این تیتر “تابستان “. پی نوشت: امروز گرفتار کلیشه شدم. کلیشه سی و یکم شهریور. اول مهر. نقطه شروع. هر چیزی که می شه به حالا ربطش داد. گرفتارش شدم. خوشبختانه گرفتار پلتفرم هایی مثل اینستاگرام و تلگرام نیستم، سعی کردم خودم…

Read More

مسیر جدید

مسیر جدید

اگر انتخاب با من بود وسط این جاده دو طرفه، میون این همه سبزیِ سبزه های کنار جاده پنجره رو پایین می کشیدم سرم رو تا گردن بیرون می کردم و فریاد می زدم. می ذاشتم خیلی راحت باد به عمق پیاز موهام سر بزنه. حسابی زبونمو بیرون می آوردم…

Read More

آیندهِ ما

آیندهِ ما

پیش نوشت اول: همین اول بحث جا داره یه بار دیگه یادآوری کنم که من قصد دارم یکصد روز به طور مداوم بنویسم. و بعد از این یکصد روز تغییراتی در این وبلاگ ایجاد کنم. پیش نوشت دوم: در وهله دوم جا داره یاداوری کنم که قصد دارم کار با…

Read More

این ذهن بیمار

این ذهن بیمار

داشت اوضاع کشور یکمی رو به بهبود می رفت که مردم با اینترنت آشنا شدن . دقت کنین : “آشنا شدن” . بدون هیچ فرهنگ سازی . اوج این آشنایی و در فرض خیالی ما تطبیق با پیشرفت تکنولوژی ، قرین و همزمان شده بود با حاکمیتِ دولتی که سر…

Read More

دانشگاه – قسمت دوم

دانشگاه – قسمت دوم

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم . قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید . شاید جواب دادن به…

Read More

وصف حال- قسمت اول

وصف حال- قسمت اول

مقدمه : قصد دارم راجع به سالی که گذشت ، حال فعلی ام و سالی  که پیش رو دارم مطالبی را در وبسایتم ثبت کنم . اینجا باقی بماند تا گهگاهی به آن مراجعه کنم و حال خودم را ببینم و دریابم که چگونه بودم و چه طرز فکری داشتم…

Read More

درگیری ذهنی

درگیری ذهنی

از زمان احداث این سایت می تونم به جرات بگم که در تمام طول روز بخشی از ذهنم به مرور کردن مباحث احتمالی که در اینجا می نویسم و یا قصد دارم اضافه کنم ، می گذره . اینجا تنها بعضی از مواردی که در حال حاضر یادمه مینویسم تا…

Read More