وقت آزاد

من بر حسب عادت و علاقه نوشته های دکتر صدر رو دوست دارم _میتونید نمونه نوشته های دکتر حمیدرضا صدر رو در این لینک ببینید_ ولی به دلیل مشغله کاری و کمی تنبلی چند وقتی نتونسته بودم که مطالبی که می نوشت رو بخونم. اما این روزها خوشحالم که تونستم مجددا این مطالب که به اطلاعت بیشتر دربارهوقت آزاد[…]

زندگی جاریست

سلام. خوشحالم که دوباره دارم مینویسم. تو این مدت قصد کرده بودم درباره وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی به صورت دنباله دار بنویسم که به دلایل فراوون نشد. این مدتی که نبودم (اگر اشتباه نکنم حدود دو هفته میشه) به شدت درگیر بودم. البته معتقدم که مدیریت زمان نکردم و باید حتما کمی با دوست اطلاعت بیشتر دربارهزندگی جاریست[…]

برای داوود عزیز

اول تصمیم گرفته بودم که فقط برای داوود عزیز در جواب کامنت بنویسم. اما بعد از طولانی شدن آن، تصمیمم بر این شد که به عنوان یک پست بنویسم، پیشاپیش از طویل بودن این سیاهه از شما عذر خواهی می کنم. سوال داوود شاکری عزیز در زیر پست قبلی آمده، با این حال اینجا هم اطلاعت بیشتر دربارهبرای داوود عزیز[…]

پول به بیان ساده

پی نوشت: روزهای سختی رو دارم می گذزونم. اما در همین روزها هم که هستم معتقدم بعد از هر سختی، آسونی هست. هر بالایی، پایینی هم داره. شاید به همین خاطر هست که دارم به زندگی ادامه میدم و دوست دارم ادامه بدم. روزها همون روزها هستن. شب ها هم همون شب ها؛ با این اطلاعت بیشتر دربارهپول به بیان ساده[…]

مرگ کلیشه

طبق وعده ای که داده بودم تصمیم دارم تا اطلاع بعدی جمعه ها در اینجا بنویسم. امروز که در تمام مدتی که در منزل مان مهمان داشتیم به این فکر می کردم که موضوع نوشته ام چی باشه. با خودم گفتم بهتره از چیزی که این روزها باهاش درگیرم بنویسم. از فضایی که خودم برای اطلاعت بیشتر دربارهمرگ کلیشه[…]

بروزرسانی نوشته ها

از این تاریخ با توجه به مشغله روزانه ام تصمیم گرفتم که فقط در روزهای جمعه وبلاگم را بروز رسانی کنم. امیدوارم این کم بودنم، مفید باشه. به قولی “کم گوی و گزیده گوی چون در”. تا امروز هر باز سعی کردم جمعه ها بنویسم نتونستم، اما یکی از اهداف نوشتن در اینجا این بود اطلاعت بیشتر دربارهبروزرسانی نوشته ها[…]

درد دل کوتاه

خب بالاخره بخش جدیدی به وبلاگم اضافه شد که مدت ها منتظر بودم تا بهانه ای شود راه اندازی اش کنم. بخش جدید وبلاگم “متمم” ست. متمم همان جایی ست که بارها و بارها از آن در وبلاگم نوشتم(+ و + و + و + و + و +). دانشگاهِ من (به معنای حقیقی کلمه) اطلاعت بیشتر دربارهدرد دل کوتاه[…]

مسیر جدید

اگر انتخاب با من بود وسط این جاده دو طرفه، میون این همه سبزیِ سبزه های کنار جاده پنجره رو پایین می کشیدم سرم رو تا گردن بیرون می کردم و فریاد می زدم. می ذاشتم خیلی راحت باد به عمق پیاز موهام سر بزنه. حسابی زبونمو بیرون می آوردم تا خشکی اش رو نتونم اطلاعت بیشتر دربارهمسیر جدید[…]

دست آورد های یک روز تابستانی

خب گردهمایی متمم در تاریخ ۲۶ مرداد به بهترین شکل ممکن برگزار شد. من به نوبه خودم خیلی خوشحالم که در اون بودم. به وجود دوستانم می بالم. خیلی نمی خوام وقتتون رو بگیرم. فقط می خوام یه مقدار از تصمیماتی بنویسم که بعد از این گردهمایی گرفتم. جون احساس من اینکه اگر تو سمینار اطلاعت بیشتر دربارهدست آورد های یک روز تابستانی[…]

#با_متمم

به مناسبت سمیناری که محمدرضا شعبانعلی و تیم متمم در نظر گرفته (و البته ایده دوستان متممی ام) تصمیم گرفتم سیاهه ای بنویسم. اگر یه روز یه از خدا بی خبری از من بپرسه سخت ترین نوعِ نوشتار، نوشتن از چیست؟ خواهم گفت نوشتن از متمم و محمدرضا شعبانعلی و دار و دسته اش. بدون اطلاعت بیشتر درباره#با_متمم[…]

بی سر و ته

پی نوشت : می دونید و می دونم. اما باز هم می نویسم. به شرط پایبند بودن به قولی که به خودم دادم، یکصد روز مداوم می نویسم. می نویسم به دلایل زیاد. قصد دارم بخشی از دلایل رو دقیقا در صدمین روز بازگو کنم و ثبت کنم. در حال حاضر نود و شش روز اطلاعت بیشتر دربارهبی سر و ته[…]

من هستم

خب اگر زمان به عقب بر گرده که هیچوقت بر نمی گرده، نوشتن در اینجا رو به تعویق نمی نداختم. اما حالا که وقت محاکمه ندارم و تنها می تونم به خودم این ایمان رو بدم که این پنج روز باقی مونده رو دیگه به تعویق نندازم، تا این یکصد روز مستمر نوشتن به اتمام اطلاعت بیشتر دربارهمن هستم[…]

فوریت

خب رسیدم به نود و سومین روز از یکصد روز اول. اعتراف می کنم که هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر سخت و شیرین باشه (دقت کنین دو مقوله جدا از هم هستن و می تونن کنار هم بنشینن). روز اول که انتخاب کردم که به این تصمیم پا بند باشم، خیلی راحت بود (به اطلاعت بیشتر دربارهفوریت[…]

دنیای مدرن

در این دنیا هر چه پیش می رویم، گویی در دشت اطلاعات غرق می شویم. هر چه جلو تر می رویم جای پای مان بیش از قبل در پهنه اطلاعات فرو می رود. اگر بخواهیم راجع به خوبی و بدی صحبت کنیم، بحث مان به درازا خواهد کشید. و احتمالا از علم و آگاهی من اطلاعت بیشتر دربارهدنیای مدرن[…]

علی کریمی

خب طبق معمول اوایل هر هفته درباره دوستانم خواهم نوشت. این هفته به دلیل امتحانات کمی تعویق افتاد. نوشته های قبلی یی رو که درباره دوستان عزیزم نوشتم رو میتونید از طریق لینک های زیر دنبال کنید: طاهره خباری / رحیمه سودمند / سجاد سلیمانی / سعید فعله گری / شاهین کلانتری  و (+) / اطلاعت بیشتر دربارهعلی کریمی[…]

از هیچ گفتن

هیچِ من مدرک و درسی ست که این روزها اجازه نمی دهد کتابهایی که باید، را مطالعه کنم. هیچ من، من را از زندگی انداخته ست. فردا امتحان دارم. ومجبورم برای اون بخونم. فعلا. هرچند خیلی فرقی نمی کنه اما چا داره بگم که، امتحان خوبی بود. امروز نودمین روز به پایان می رسد. نودمین اطلاعت بیشتر دربارهاز هیچ گفتن[…]

درباره عِرق به دارایی هایمان

این روزها که درگیر امتحانات هستم و هر روز اطلاعاتی بی خود به مغزم میدم تا چند روز بعد روی برگه کاغذ به استادم تحویل بدم، از خودم بدم می آد، چون این کاری که می کنم تنها از سر اجبار ست و بس. این که من بدونم محل استقرار ماشین آلات صنعتی در منطقه اطلاعت بیشتر دربارهدرباره عِرق به دارایی هایمان[…]

Boca juniors stadium

صنعت ورزش و نگاه انسانی

من به طور معمول تلویزیون رو نگاه نمی کنم. اگر هم برنامه ای باشه به هر طریقی شده باشه از آرشیو اینترنت در می آرم و می بینم. اما کلا می خوام اینو بگم که تلویزیون یا نمی بینم یا اگر ببینم فوتبالِ. اما راستش رو بخواین وقت امتحانات کمی فرق می کنه؛ در این اطلاعت بیشتر دربارهصنعت ورزش و نگاه انسانی[…]

واقع گرایی

پی نوشت یک: خب باز جا داره به خودم و خوانندگان این وبلاگ یادآوری کنم که، من به خودم قول دادم که یکصد روز و به طور مداوم و بیش از پانصد کلمه بنویسم و بعد از اون این وبلاگ رو با برنامه مشخص تری پیش خواهم برد. پی نوشت دو: کم کم دارم عاشق اطلاعت بیشتر دربارهواقع گرایی[…]

تعصب پوچ

پی نوشت: امشب که دارم این سیاهه رو می نویسم، تا از قولی که خودم به خویشتنم دادم سرپیچی نکنم؛ خیلی خیلی خستم. اما راهی ندارم. دارم؛ اما مگر عهد شکستن چه سودی حاصل من می کند. پس می نویسم. پی نوشت: فینال معتبرترین جام فوتبال در رده باشگاهی نزدیکِ و من هم به فوتبال اطلاعت بیشتر دربارهتعصب پوچ[…]