روایت یک دیوانه

روایت یک دیوانه در سرزمین حیوانات. دوان دوان از راه رسید. نمیدونست که جایی که در اون قرار داره کجاست. اطراف رو نگاه کرد. پر از وسایلی بودن که گویا به دست او و امثال او ساخته شده بود. نور در آنها روشن بود. به اولین نفر که رسید ازش سوال کرد. اما فقط نگاهش اطلاعت بیشتر دربارهروایت یک دیوانه[…]