در دانشگاه ها چه می گذرد؟

پیشنوشت اول :
قصد دارم تا یک سال آینده بدون هیچ قید و بندی بنویسم. یعنی می نویسم، اما معلوم نیست چجوری.
پیشنوشت دومی که می خوام بگم در واقع یه جور بدقولیه.
من به زینب عزیز قول داده بودم که درباره دانشگاه بنویسم؛ و

بیشتر بخوانید
یکشنبه های نفرین شده

یک بار دیگه جا داره در اول نوشته هام یادآوری کنم که من در این وبلاگ متعهد شدم به مدت یکصد روز بی وقفه بنویسم . و سپس بعد از آن (احتمالا) وبلاگ را منسجم تر پیش خواهم برد . برآورد من از شروع با

بیشتر بخوانید
دانشگاه – قسمت دوم

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم .
قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید

بیشتر بخوانید
دانشگاه

خوانندگان این وبلاگ می دانند که من در ابتدای راه اندازی این وبلاگ قصد کرده ام که به مدت ۱۰۰ روز بدون وقفه بنویسم . خب این یکم سخته . علتش هم سادست . هر کسی دغدغه هایی داره که تو اولویت بندیش به مشکل

بیشتر بخوانید