در دانشگاه ها چه می گذرد؟

پیشنوشت اول :
قصد دارم تا یک سال آینده بدون هیچ قید و بندی بنویسم. یعنی می نویسم، اما معلوم نیست چجوری.
پیشنوشت دومی که می خوام بگم در واقع یه جور بدقولیه.
من به زینب عزیز قول داده بودم که درباره دانشگاه بنویسم؛ و

بیشتر بخوانید
پیوند یک خاطره

هرگز نتوانستم خودم را با عرق وطن و غیرت نسبت به شهر محل تولد و یا  و … راحت تنها بگذارم و بگذرم . همیشه با آدمهای متعصب به مشکل برخوردم . مدام با افرادی که در مسیر زندگی از قطار تعادل در قضیه تعصب

بیشتر بخوانید
برای دوست

طبق قولی که داده بودم ، شنبه هر هفته را به یکی از دوستانم اختصاص می دهم و به معرفی وبلاگش می پردازم که در طول هفته گذشته واکاوی اش کردم .
بارها و بارها به وبلاگش سر زدم و تعداد هم کامنت کذاشتم چه

بیشتر بخوانید
فوبیای من

هر روز وقتی بیدار می شوم تصور اینکه امروز شاید آخرین ساعات زندگی من باشد شاید یک اعتراف تلخ باشد و تا همین یک سال پیش حتی لحظه ای به آن فکر نکرده بودم . با این وجود در چند سال اخیر که مدعی ام

بیشتر بخوانید