تا بوده همین بوده

تاریخ وقتی ورق می خورد ، به ما می آموزد که نیاکانمان چه کردند تا ما در زمان حال بتوانیم اینگونه زندگی کنیم . درس از گذشته که بهاء سنگینی داده شده تا به دست آمده به ما آموزد برای بهتر زندگی کردن باید تغییر

بیشتر بخوانید
اردیبهشت و تبعاتش

چند باری از اردیبهشت و از اثرات این ماه بر زندگی ام در اینجا نوشته ام . اما شاید حوضله مطالعه نوشته های من را ندارید ، کمی برایتان به طور خلاصه خواهم گفت و بعد به موضوع اصلی این نوشته خواهم پرداخت .
حتما

بیشتر بخوانید
طمعِ اولین شدن

ابراز یه حس درونی خیلی آسون نیست . اما می خوام امشب به این موضوع بپردازم و کمی با خودم و شما رو راست تر باشم و از احساس های درونی ام نسبت به اطرافیانم بگم . حتی گاهی اوقات نسبت به خویش . به

بیشتر بخوانید
زمان در بازار
الحاق فضا به فضا

پی نوشت : احتمالا می دونید که من در این وبلاگ به مدت یکصد روز قصد دارم بنویسم و بعد به صورت مرتب تر و با رعایت نکاتی که در طول این یکصد روز یا گرفتم ، سیاهه هایم را در معرض دیدتان قرار دهم

بیشتر بخوانید
آخه چرا کتاب

همانطور که می دانید (احتمالا ) من بنابر تعهدی که به خودم دادم و اینجا هم ثبتش کردم ، قرار ست که من صد روز به طور مداوم بنویسم . و بعد از این دوره تصمیم به ادامه نوشتن در وبلاگ بگیرم . از صبر

بیشتر بخوانید
طعامِ بیچاره

چند روزی هست که یه گوشی تازه خریدم و به شدت دارم خودم رو با شرایط جدید تطبیق می دم . یکی از اتفاقات خوب اینه که تونستم نرم افزاری به نام Feedly رو پیدا کنم و وبلاگ دوستان متممی ام رو بخونم . خیلی

بیشتر بخوانید
مرزبندیِ فکر!

باران می بارد . موسیقی پخش می شود . صدای مردم در گوشم می پیچد . دغدغه ها از جلوی چشمم رد می شوند . آگاهانه به آنها پشت می کنم تا خودم را آزاد بگذارم . ساختار ها را می شکنم تا نفس می

بیشتر بخوانید
دانشگاه – قسمت دوم

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم .
قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید

بیشتر بخوانید
یک بار برای همیشه

تصمیم دارم یکی از اعتیاد هایی که به تازگی پیدا کردم رو ترک کنم . چاره ای هم ندداشتم ، جز اینکه اینجا ثبتش کنم .
به تازگی پی بردم برای تغییر عادت و ایجاد مسیر جدید در زندگی می بایست کمی سخت تر با

بیشتر بخوانید
زندگیِ تلخِ حقیقی

وقتی برنامه ها اونجوری که انتظار داری پیش نمی ره ، یاس و ناامیدی سراسر زندگی انسان رو فرا می گیره . حواس انسان به نا کجا آباد می رود و دست هایش همگام با مغزش نیست و از دستورات قلبش پیروی نمی کند .
بیشتر بخوانید

یک دیدار. یک زندگی

جمعه من با امین آرامش دوست داشتنی دیدار داشتم . به من که خیلی خوش گذشت . یک روز عجیب و خاص بود . احساس ام اینکه این دیدار و حرفهایی که در اون ردو بدل شد تمام زندگیم را تحت الشعاع قرار می دهد

بیشتر بخوانید
پیرمردِ خفتهِ خسته

روایت یک نگاه . پیش از شروع آزمون ارشد . به هنگام عبور از پارک در نزدیکی محل آزمون .
ما بین شروع آزمون تا زمان نشستن ما سر صندلی هامون سی دقیقه ای فاصله بود . این روایت آغشته به تنه رو تو سکوت

بیشتر بخوانید
از جنس گذر

یه مسافرت عجیب . یه مسافرت خاص . مسافرت یک روزه .
ساعت ۱۱ شب از منزل راه افتادم و با تاخیری که داشتتیم . با مه یی که جاده داشت . با بد قولی ها . رسیدیم . حدود ساعت چهار صبح  . و

بیشتر بخوانید
خواب اما هوشیار

می خواهم ذهنم را خلوت کنم . یکی از مسائلی که زیاد بهش فکر می کنم رو امروز می نویسم .
حالت های انسانی و رفتارهایی متقابلانهِ شخصی که خواب هست در برابر کسانی که بیدارند . یه مثالش شاید میتونه مواجهه و روبرویی من

بیشتر بخوانید
جبر و اختیار زمانه ی ما

این که ما سالها گوشی با صفحه کیبورد به دست گرفتیم . حالا گوشی یی به دست می گیریم که کاملا با لمس انگشت ما کار می کند اصلا ما انتخاب نکردیم . در واقع ما فقط انتخاب کردیم که از آن استفاده کنیم .این

بیشتر بخوانید
خانه

امروز وقتی به قبل نگاه می کنم ، باورم نمیشه که تونستم حدود ۱۶ سال را یک جا زندگی کنم . اما باید این را باور کنم . باور کنم که تونستم . سهم اجبار را توانستم در زندگیم به سادگی بپذیرم . به سادگی

بیشتر بخوانید
علاقه و حدودش

نوشتن از علاقه یکم سخت هست . چون علاقه ، دوست داشتن ، عرق داشتن و وابستگی و … مواردی هستن که شما به راحتی می تونید اونها رو به هم وصل کنید و یک مورد تصور کنید و شروع کنید به نوشتن . شاید

بیشتر بخوانید
دانشگاه

خوانندگان این وبلاگ می دانند که من در ابتدای راه اندازی این وبلاگ قصد کرده ام که به مدت ۱۰۰ روز بدون وقفه بنویسم . خب این یکم سخته . علتش هم سادست . هر کسی دغدغه هایی داره که تو اولویت بندیش به مشکل

بیشتر بخوانید
اردیبهشت

همانطور که احتمالا می دونید من قصد دارم در این وبلاگ به مدت صد روز ، آن هم صد روز نخستین تاسیس آن نوشته هایی مداوم را در این فضا قرار دهم که یکی از شروطش این ست که کمتر از ۵۰۰ کلمه نشود .
بیشتر بخوانید

یه وقتایی

چند سالی هست دارم به این فکر می کنم که تفاوت آدمها از کجا ریشه می گیره .
خیلی برای خودم مثال جمع کردم . خیلی . طوری که هر چی بیشتر فکر می کردم این فرضیه فکری خودم را بیشتر بسط می دادم .

بیشتر بخوانید