زمان و بهاء

زمان و بهاء

پول چه بهایی دارد که ممکن ست در موازنه با زمان سنگینی کند. امروز تو مسیر بازگشت به منزل (از ونک به سمت ستارخان) داشتم فکر می کردم که با اتوبوس بیام و کرایه حمل و نقل کمتری بدم و یا با تاکسی بیام و از زمانی که دارم بهتر…

Read More

امشب در اروپا جام می دهند

امشب در اروپا جام می دهند

در کشور عجیب و غریب ما “ایران” اتفاقات نادر و شگفت انگیز کم رخ نمی ده. از اون دسته اتفاقاتی که به جرات می توان گفت که فقط در ایران رخ می دهد، بسیار زیاد ست. یک نمونه بارز و البته وابسته به این نوشته من این که رشته اول…

Read More

حرف های بی سر و ته (۳)

حرف های بی سر و ته (۳)

پی نوشت: چقدر حرف های بی سر و ته برای گفتن دارما.خودم فکرش رو نمی کردم. خودم احساس می کنم مستعد بیان حرف های بی سر و ته در روزهای متعددی هستم. اما ترجیح می دم این پستی که اینجا منتشر می کنم، نسخه آخر آن باشد. حداقل در این…

Read More

حرفهای بی سر و ته (۲)

حرفهای بی سر و ته (۲)

انسان چی داره که داره به خودش می نازه. هر روز و بیشتر از قبل. به چی داره افتخار می کنه که کسی جلو دارش نیست. عجیب موجودیِ این انسان. یکی از فانتزی های زندگیم اینکه یه روز ببینم حیوونات راجع ما انسانها چی می گن. یعنی می شه علم…

Read More

حرفهای بی سر و ته

حرفهای بی سر و ته

امروز  داشتم فکر می کردم که تازگی چقدر بی غیرت شدم. چقدر بی تفاوت. چقدر بی هویت. همه این نسبت ها رو نسبت به کشورم دارم. چرا من اینجوری شدم. انگار نه انگار که تو این آب و خاک بزرگ شدم و دارم اینجا زندگی می کنم. خیلی ناشکر شدم.…

Read More

از وبلاگ قدیمی ام(رویا،آرزو،هدف)

از وبلاگ قدیمی ام(رویا،آرزو،هدف)

از دوران کودکی یادم هست هیچگاه یک کتابخوان حرفه ای نبودم و هنوز هم ادعایی ندارم که حرفه ای شده ام  اما خب . من خودم ابراز نمی کنم اما هرکسی که جند روزی در حوالی من هم زندگی کند می تواند اذعان کند که بیش از پیش برای کتاب…

Read More

این اردیبهشتِ غیر تکراری

این اردیبهشتِ غیر تکراری

شما که خواننده این نوشته هستید (با توجه به تیتر این نوشته) احنمالا دارید با خودتون فکر می کنید که مگه ماه های دیگه هم تکرار می شن؟ که من اومدم اینجا نوشتم “اردیبهشت تکرار نشدنی” . البته که نه. منظور من از این نوشته و به طور خاص تیتر…

Read More

آیندهِ ما

آیندهِ ما

پیش نوشت اول: همین اول بحث جا داره یه بار دیگه یادآوری کنم که من قصد دارم یکصد روز به طور مداوم بنویسم. و بعد از این یکصد روز تغییراتی در این وبلاگ ایجاد کنم. پیش نوشت دوم: در وهله دوم جا داره یاداوری کنم که قصد دارم کار با…

Read More

چرخهِ کتاب و سعید فعله گری

چرخهِ کتاب و سعید فعله گری

وقتی یک معشوقه نرم افزار تصمیم می گیره کاری کنه، حتما انجامش میده. حالا جالب تر و جذاب تر اینکه تصمیم گرفته این انتخاب رو درباره کتاب محقق کنه. این یعنی دلخوشی. این یعنی حس خوب. که تو این زمونه به راحتی جایی یافت نمیشه. سعید فعله گری تصمیم گرفته…

Read More

زندگی زیباست.

زندگی زیباست.

زندگی ما انسانها عجیب ست. بسیار عجیب و تو در تو. پر از وهم. سرشار از تلخی  شیرینی. اما زمان و جان و فرصت محدود. عمر که می گذرد ما فرا می گیریم که با چه روشی زندگی کنیم. هر چقدر زمان جلو می رود بیشتر پی به اشتباهات مان…

Read More

۸۰۰ روز در متمم

اتفاقات مبارک و میمون به ندرت در زندگی انسانها رخ می دهند. پس سعی کنیم همگی از این اتفاقات به بهترین نحو بهره ببریم. یه زمانی در اینستاگرام به شدت فعال بودم. اما حالا نه. حالا پی به بیکار بودن آن وقت های خودم بردم. و خوب می دانم که…

Read More

ستارهِ روشن شبهای من

ستارهِ روشن شبهای من

خب امروز و دیروز و فردا و دو سه روز آینده صحبت از انتخابات بیش از پیش گر می گیرد و نقل محافل می شود. طوری شعله می کشد که همه را هم در بر می گیرد. در این سرزمین برهوتِ بی آب و علف هم کاری از دستمان بر…

Read More

یکشنبه های نفرین شده

یکشنبه های نفرین شده

یک بار دیگه جا داره در اول نوشته هام یادآوری کنم که من در این وبلاگ متعهد شدم به مدت یکصد روز بی وقفه بنویسم . و سپس بعد از آن (احتمالا) وبلاگ را منسجم تر پیش خواهم برد . برآورد من از شروع با هدف و با انسجام از…

Read More

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی

وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی

شکل گیری این وبلاگ کمی عجیب و نا خواسته بود و دوس داشتنی . شاید شبیه به شکل گیری یک انسان . شاید اصطلاح قشنگی برای بیان نباشد اما اینکه واقعیت را باید اذعان داشت ، اولویت بالاتری دارد . یادم هست وقتی ۱۳ سالم بود وبلاگی داشتم با عنوان…

Read More

مهاجرت و یا ممارست

مهاجرت و یا ممارست

اگر خواننده ثابت این وبلاگ هستید ، حتما در جریان قرار دارید که من تصمیم دارم به مدت یکصد روز مداوم بنویسم و اگر هم نیستید و برای اولین بار به اینجا سر می زنید و یا گذری به اینجا سر می زنید لازم ست که در جریان قرار بگیرید…

Read More

اردیبهشت و تبعاتش

اردیبهشت و تبعاتش

چند باری از اردیبهشت و از اثرات این ماه بر زندگی ام در اینجا نوشته ام . اما شاید حوضله مطالعه نوشته های من را ندارید ، کمی برایتان به طور خلاصه خواهم گفت و بعد به موضوع اصلی این نوشته خواهم پرداخت . حتما براتون پیش اومده که یکم…

Read More

آخه چرا کتاب

آخه چرا کتاب

همانطور که می دانید (احتمالا ) من بنابر تعهدی که به خودم دادم و اینجا هم ثبتش کردم ، قرار ست که من صد روز به طور مداوم بنویسم . و بعد از این دوره تصمیم به ادامه نوشتن در وبلاگ بگیرم . از صبر شما سپاسگزارم . در این…

Read More

طعامِ بیچاره

طعامِ بیچاره

چند روزی هست که یه گوشی تازه خریدم و به شدت دارم خودم رو با شرایط جدید تطبیق می دم . یکی از اتفاقات خوب اینه که تونستم نرم افزاری به نام Feedly رو پیدا کنم و وبلاگ دوستان متممی ام رو بخونم . خیلی خوشحالم از این مسئله .…

Read More

مرزبندیِ فکر!

مرزبندیِ فکر!

باران می بارد . موسیقی پخش می شود . صدای مردم در گوشم می پیچد . دغدغه ها از جلوی چشمم رد می شوند . آگاهانه به آنها پشت می کنم تا خودم را آزاد بگذارم . ساختار ها را می شکنم تا نفس می کشم . نفس کشیدن را…

Read More

دانشگاه – قسمت دوم

دانشگاه – قسمت دوم

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم . قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید . شاید جواب دادن به…

Read More