آیا من خوب رانندگی می کنم؟

آیا من خوب رانندگی می کنم؟

امروز داشتم فکر می کردم که درباره چی بنویسم؛ طبق قولی که پیشتر داده بودم (+) قرار هست که درباره ازدواج، خرید ماشین، مسافرت و مراحل گرفتن پاسپورت و دانشگاه و … صحبت کنم. اما تصمیم گرفتم بعضی از این موضوعات رو ویرایش کنم. مثلا موضوع خرید ماشین ( خودرو…

Read More

مراحل دریافت پاسپورت

مراحل دریافت پاسپورت

اگر بگم از اولین روزی که فهمیدم ایران، جهان نیست؛ دوس دارم خارج از ایران رو ببینم، پر بیراه نگفتم. تصور کنید یه نقشه جغرافیا جلوی یه بچه (پسر بچه منظورمه) گذاشتید و بهش میگید شما یه جا هستید که از یه سنی به بعد نمی تونی ازش خارج بشه…

Read More

آنچه گذشت …

آنچه گذشت …

امروز وقتی از بیرون برگشتم خونه، حال عجیبی داشتم. یه حالت غیر قابل وصفِ مزخرف. نمی دونم منشا اش کجا بود. ولی احساس کردم شاید یه دوش بتونه حالمو عوض کنه. برای اینکه خودم رو بتونم راضی کنم که برم دوش بگیرم حدود دو ساعتی طول کشید. تو تمام این…

Read More

در دانشگاه ها چه می گذرد؟

در دانشگاه ها چه می گذرد؟

پیشنوشت اول : قصد دارم تا یک سال آینده بدون هیچ قید و بندی بنویسم. یعنی می نویسم، اما معلوم نیست چجوری. پیشنوشت دومی که می خوام بگم در واقع یه جور بدقولیه. من به زینب عزیز قول داده بودم که درباره دانشگاه بنویسم؛ و الان حدود ۳ ماه از…

Read More

باورنکردنی ولی ممکن

باورنکردنی ولی ممکن

نمی دونم چجوری ممکن شده. بدون شک یکی از شلوغ ترین دوران زندگی ام رو دارم پشت سر می گزارم؛ و به طور ناخواسته انگار افتادم وسط این همه دغدغه. بدون شک دستاورد این روزها رو با هیچ چیز عوض نمی کنم، اما تحمل این همه کار که از در…

Read More

آیا بعد از هر سختی آسانی هست ؟

آیا بعد از هر سختی آسانی هست ؟

همین یکی دو هفته پیش بود که تو یکی از پست های منتشر کرده در ویسایتم گفتم کمی وقت آزاد دارم؛ اما انگار این صدا در پیکره جهان پیچید و من وادار شدم به کارهایی که حتی در روز تعطیل  تا پاسی از شب به آن مشغولم. گویا این که…

Read More

پول به بیان ساده

پول به بیان ساده

پی نوشت: روزهای سختی رو دارم می گذزونم. اما در همین روزها هم که هستم معتقدم بعد از هر سختی، آسونی هست. هر بالایی، پایینی هم داره. شاید به همین خاطر هست که دارم به زندگی ادامه میدم و دوست دارم ادامه بدم. روزها همون روزها هستن. شب ها هم…

Read More

مسیر جدید

مسیر جدید

اگر انتخاب با من بود وسط این جاده دو طرفه، میون این همه سبزیِ سبزه های کنار جاده پنجره رو پایین می کشیدم سرم رو تا گردن بیرون می کردم و فریاد می زدم. می ذاشتم خیلی راحت باد به عمق پیاز موهام سر بزنه. حسابی زبونمو بیرون می آوردم…

Read More

یکصدمین روز فرا رسید

یکصدمین روز فرا رسید

بالاخره تموم شد. صد شبانه روزی که عهد بسته بودم در وبلاگم بنویسم. تمام شد. یکصد روز گذشت. یکصد شب هم گذشت. برای من شبانه روز یعنی زندگی. یک زندگی کامل. هر روز یک زندگی کامل. هر روز. وقتی تصمیم گرفتم یکصد روز بنویسم، اصلا این روز رو تصور نمی…

Read More

بی سر و ته

بی سر و ته

پی نوشت : می دونید و می دونم. اما باز هم می نویسم. به شرط پایبند بودن به قولی که به خودم دادم، یکصد روز مداوم می نویسم. می نویسم به دلایل زیاد. قصد دارم بخشی از دلایل رو دقیقا در صدمین روز بازگو کنم و ثبت کنم. در حال…

Read More

فوریت

فوریت

خب رسیدم به نود و سومین روز از یکصد روز اول. اعتراف می کنم که هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر سخت و شیرین باشه (دقت کنین دو مقوله جدا از هم هستن و می تونن کنار هم بنشینن). روز اول که انتخاب کردم که به این تصمیم پا بند…

Read More

دنیای مدرن

دنیای مدرن

در این دنیا هر چه پیش می رویم، گویی در دشت اطلاعات غرق می شویم. هر چه جلو تر می رویم جای پای مان بیش از قبل در پهنه اطلاعات فرو می رود. اگر بخواهیم راجع به خوبی و بدی صحبت کنیم، بحث مان به درازا خواهد کشید. و احتمالا…

Read More

یک خبر و انواع موضع گیری

یک خبر و انواع موضع گیری

امروز نود و دومین روزی ست که به عهدی که با خودم بستم، وفادار ماندم. امیدوارم عمر یاری کند و این تعهد رو به فرجام برسونم. احتمالا می دونید که تصمیم دارم به مدت یکصد روزِ متمادی در این وبلاگ بنویسم و بعد از آن، وبلاگ را به صورتی کمی…

Read More

علی کریمی

علی کریمی

خب طبق معمول اوایل هر هفته درباره دوستانم خواهم نوشت. این هفته به دلیل امتحانات کمی تعویق افتاد. نوشته های قبلی یی رو که درباره دوستان عزیزم نوشتم رو میتونید از طریق لینک های زیر دنبال کنید: طاهره خباری / رحیمه سودمند / سجاد سلیمانی / سعید فعله گری /…

Read More

از هیچ گفتن

هیچِ من مدرک و درسی ست که این روزها اجازه نمی دهد کتابهایی که باید، را مطالعه کنم. هیچ من، من را از زندگی انداخته ست. فردا امتحان دارم. ومجبورم برای اون بخونم. فعلا. هرچند خیلی فرقی نمی کنه اما چا داره بگم که، امتحان خوبی بود. امروز نودمین روز…

Read More

درباره عِرق به دارایی هایمان

درباره عِرق به دارایی هایمان

این روزها که درگیر امتحانات هستم و هر روز اطلاعاتی بی خود به مغزم میدم تا چند روز بعد روی برگه کاغذ به استادم تحویل بدم، از خودم بدم می آد، چون این کاری که می کنم تنها از سر اجبار ست و بس. این که من بدونم محل استقرار…

Read More

صنعت ورزش و نگاه انسانی

صنعت ورزش و نگاه انسانی

من به طور معمول تلویزیون رو نگاه نمی کنم. اگر هم برنامه ای باشه به هر طریقی شده باشه از آرشیو اینترنت در می آرم و می بینم. اما کلا می خوام اینو بگم که تلویزیون یا نمی بینم یا اگر ببینم فوتبالِ. اما راستش رو بخواین وقت امتحانات کمی…

Read More

واقع گرایی

واقع گرایی

پی نوشت یک: خب باز جا داره به خودم و خوانندگان این وبلاگ یادآوری کنم که، من به خودم قول دادم که یکصد روز و به طور مداوم و بیش از پانصد کلمه بنویسم و بعد از اون این وبلاگ رو با برنامه مشخص تری پیش خواهم برد. پی نوشت…

Read More

وقتی روح جان می دهد

وقتی روح جان می دهد

عرف عام از جمله عبارتهای پرکاربرد نویسنده معروف آلن دوباتن در کتاب تسلی بخشی های فلسفه ست که به نظر من در وصف خیلی از ما ها صادق ست. بهعدا مفصل راجع بهش خواهم نوشتن اما اگر بخوام به طور خلاصه بگم که منظور نویسنده چیست، باید بگم که قصد…

Read More

حس عالی

حس عالی

پی نوشت: چند روز پیش یکی از دوستانم در اینستاگرام پستی را منتشر کرده بود با تصویری از “کارت اهداء عضو”. و من هم از همون روزز دارم به این کارت فکر می کنم که داشته باشمش تا در صورتی که از این دنیا رفتم، حداقل یه خیری به یک…

Read More