کتاب

یک سال و چند ماهی هست که کتابخوان شده ام . هر بار که امتحانات دانشگاه پیش می آید ، جایگاه نازلش را با کتابهایم در دوران امتحانات عوض می کند و مجبور می شم برای لقب مهندس که سالهاست از کاربری بی خود و مسخره اش خبر دارم تلاش کنم . این تلاش ثمره ای جز عقب افتادن از کتابهایم ندارد . کتابهایی که مسیر اصلی زندگی را ، در واقع آنها برایم روشن کرده اند .

در اینجا قصد دارم کتابهایی که می خوانم را به طور خلاصه و پس از چند بار که خواندم برای شما و خودم خلاصه کنم . چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ کلمه . حتی ممکن است در چند بخش . که بستگی به حجم ، موضوع و میزان علاقه و … دارد . هیچ ترتیبی ندارد این خلاصه نویسی ها .

من معمولا شیوه کتابخوانی ام به این صورت است که چندین و چند کتاب را با هم می خوانم ( به عنوان مثال همن حالا ، اگر اشتباه نکنم ۱۸ کتاب همزمان دارم می خونم . دلی هم دارم برای خودم ، که بعد ها می نویسم راجع به کتاب و کتابخوانی ام ) . سیستم مطالعه ام بدین شکل است که : جاهای مهم را هایلایت زرد . و جاهای گنگ و مبهم را هایلایت قرمز می کشم .

این چند کتابه خواندن باعث شده دیر به دیر کتابها تمام شوند اما وقتی تمام می شوند ، تقریبا فراموش نمی کنم . و البته همیشه وقتی تمام می کنم اول هر کتاب یادداشتی می گذارم که کی تموم کردم برای بار اول . برای بار دوم کی شروع میکنم ( به صورت پیش بینی ) . این مسائل کمک کرده که کتابها را برای بار دوم هم بخونم .

کتاب برای من تا سال پیش معنایی نداشت اما حالا زندگی من شدند . امروز دو روز است که کتاب نخوندم . این دیوانه کنندست . شاید باورتان نشود اما آخرین باری که سرما خوردم بر می گرددبه دورانی که حوالی کتاب نمی چرخیدم ؛ امروز نیز سرما خوردم . علت اصلی سرمائم رو کتاب نخوندن می دونم . حالا شما هر چی بگید هیچ ربطی نداره ، من از خر شیطون که سوار شدم پیاده نمی شم .

جان مطلب این که در اینجا خلاصه کتابهایی را که پس از چند بار خوانده ام ، رفع ابهام شده و توانایی خلاصه کردنش را دارم ، می نویسم .

با این آرزو که مورد پسند واقع شود .

متشکرم .

سیناآقااحمدی.

فروردین ۹۶