شاهین کلانتری

By | ۲۵/۰۲/۱۳۹۶

قبلا راجع به شاهین به طور خیلی گذرا نوشتم، اما این بشر به قدری گیراست که به راحتی می توان مدت ها از او نوشت. در همین اول نوشته اشاره کنم که دوستی با او باعث افتخار من بوده و هست و امیدوارم لایق این دوستی بمانم. قبل از اینکه متن اصلی رو هم شروع کنم بگم که طبق روال، اول هر هفته نوشته ای را به یکی از دوستانم اختصاص میدم. لیست افرادی را که تا به حال از آنها نوشته ام را می توانید از بالای همین صفحه ( دوستان من ) دنبال کنید. شاید شما هم جزو این لیست باشید.

نتوانستم خودم را قانع کنم که به یک نوشته بسنده کنم. پس می نویسم.

شاهین عاشق انجیرِ خیس خورده ست و نوشتن. بعید می دانم بتوانید سیاهه ای از او بخوانید اما به سراغ دومی اش نروید. جذابیت در قلم او نمایان و آشکار ست. نیازی به زیاده گویی های من ندارد. کافی ست فقط کمتر از ده دقیقه در وبلاگ او وقت بگذارید تا متوجه عاشقی عجیب او در موضوع نویسندگی شوید. احتمال خیلی زیاد اسم او را قبلا شنیده اید. شاید هم او را با تصاویر مربوط به کارهایش بشناسید. کاریکاتوریست. تصویرگر. نویسنده. داستان نویس. برنده انواع و اقسام جوایز های سالیانه و جشنواره های متعدد. و غیره.

جملگی این موارد مربوط به شخصیت دیجیتالی ست که از او میبینیم. موارد دیگر را هم می توان نام برد. به عنوان مثال اشاراتی که معلم عزیزمان، محمدرضا شعبانعلی در وصف یکی از پست هایت پیرامون “کامنت نویسی” نوشت و یا حوصله او برای پاسخگویی به سوالات و کامنت هایی که برای او می نویسند و یا اشاراتی که امین آرامش در سری کار نکن به شخصیت والای او می کند. این توضیحات توانایی آن را دارد که تا صبح به درازا بکشد.

اما بریم سراغ وجه دیگر این بشر. شاید هم این آدم فضایی. زیرا مصداقی مشابه او پیدا نمی کنم که بتوانم به او نسبتش دهم. پس حق بدید که بگم آدم فضایی. بُعد دیگر او، منش و رفتار او در فضای فیزیکی ست. موردی که به راحتی نمی توان با مشغله کاری او در هر کسی دید. من تنها و تنها سه بار افتخار زیارتش را داشتم و اعتراف می کنم که بار اول نسبت به اش شناختی نداشتم؛ دفعاتِ دیگه ای که همدیگه رو هم دیدیم، من در کفِ شخصیتش بودم. عملا انگار شاهین رو هنوز ندیدم. یکی از این رویداد ها رو هم کمی مفصل شرح دادم که می تونید اون رو مطالعه کنید.

شاهین واقعا تو چی هستی؟ تو کی هستی؟ شناختم ازت محدوده و تنها به خودم این اجازه رو می دم فقط تعدادی از ویژگی هایت را برشمارم. در همین حد که اراده ای آهنین داری. انگیزه ای بی شمار. و قلمی ملیح که انسان را در زمان مطالعه آن گرفتار می کند، و این یکی از بهترین و شیرین ترین مخمصه های دنیاست که خواننده را متوجه گذر زمان نمی کند.

همیشه برایم سوال بوده که چطور توانستی به ثبات در نوشتار صبحگاهی ات برسی. یا اینکه هر روز تعداد زیادی پست در وبلاگت منتشر کنی. و یا مثلا برام جالب بوده بدانم که چطور به این شکل، منظم و مرتب، پروژه کارگاه کلمات را منظم و بدون هیچ توقفی پیش می بری. اون هم با این فشردگی کاری که من نصفه و نیمه از آن خبر دارم و احساس می کنم از خیلی از دغدغه هات خبر ندارم. به راستی که لیاقت تو فراتر از تصور من ست.

شاهین جان برات موفقیت های روزافزون آرزو می کنم. سبز باشی و پایدار.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *