Skip to content

دانشگاه – قسمت دوم

Posted in زندگی, and یکصد روز اول

نوشتن از دانشگاه و دوران داشنجویی و دغدغه های یک دانشجو پایانی نداره . اما خب من می خوام این مسائل رو باز کنم و بعضی هاش رو شرح بدم .

قبلا متن دیگه ای هم نوشته بودم . می تونید اون رو هم بخونید .

شاید جواب دادن به این سوال ها که :

دوس داشتی چه رشته ای بخونی ، اگر این رشته رو نمی خوندی ؟

اگر برگردی عقب ، چه تصمیمی میگیری ؟

به دانشگاه می روی ؟

سر کار می روی ؟

و … منجر به این بشه که انسان بتونه راحت ، خیلی راحت خودش رو ببره جایی که نیست و به عبارت بهتر جایی که دوست داشت باشه ولی الان نیست و تمام کمبودهایی که الان داره رو جبران کنه . و این حس خوب کذایی رو تجربه کنه . اما من باهاش راحت نیستم . می خوام جور دیگه این سوال رو مطرح کنم :

چه پیشنهادی برای دانشجو های هم نسل خودت داری که شرایطی مشابه خودت دارند یا داشتند ؟

اولین مسئله درک حضورشون در دانشگاه ست . من شخصا به این درجه از فهم نرسیدم . شاید بعد ها برسم . هیچ نمی دانم . شاید هم نرسم ! به زعم من باید امتحانی برای شعور دانشجویان در نظر بگیرند و اگر قبول شدند آنها را بپذیرند . در تمام دنیا ” دانشجویی ” یک شغل محترم و ارزش آفرین برای جامعه محسوب می شه و براش بسیار احترام قائل می شن . اینجا هم همینطور هست ( حداقل اش اینه که تو صف بعضی از سینما ها که تعدادشون کمتر از انگشت های دستِ نمود پیدا می کنه و یا صف ورودی موزه ! ) ولی در کشور من بهه خاطر تقلید کور کورانه از آن سر دنیا برای تمام دانشجوها احترام قائل اند .

پیشروی سیاست سردمداران آموزش عالی به شکلی ست که گمان می رود تصمیم دارند رکورد حضور بیشترین دانشجو در دانشگاه را بشکنند . همانطور که به وجود دانشگاه آزاد اسلامی با عنوان “بزرگترین دانشگاه دنیا” می بالند ؛ علتش هم مشخصِ . فرض رو بر این گرفتند که دانشگاه آزاد واحد (مثلا ) تویسرکان با واحد پرند یکی فرض شده ! یکی شدنی که هیچ بویی از یکپارچگی نبردیم . زبان من که قاصرِ از این همه ابتکار  و نوآوری . فقط ما عاشق اینیم که یه دونه “ترین” به آخر اسم ایران بچسبونیم و بعدشم اخبار اون رو پوشش بده .

مسئله بعدی که می خوام بهش اشاره کنم ، لذت بردن از شرایط و امکانات موجودِ .

من تا دو سال اول هر زمان می خواستم مسیر دانشگاه رو برم به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم . آنقدر می گفتم تا به دانشگاه برسم . بعد که به دانشگاه می رسیدم مجددا از حراست دم در دانشگاه شروع می کردم ( که اول صبح حدود ساعت ۷٫۳۰ صبح از دانشجو ها کارت دانشجویی می خواست ) تا اساتیدی که از دید من به جرم درس دادن ، در ذهن من مورد آماج تشویش ذهنی من قرار می گرفتند . زمان برگشت هم با خودم می شستم صحبت می کردم و به این نتیجه می رسیدم که این چه وضعه دانشگاهِ آخه . چرا این جا (پرند) رو انتخاب کردی ؟ و … .

بعد از دو سال و اندی ، متوجه شدم من محکومم به اتمام این دوره ای که شروع کردم . دوره کارشناسی . مدت زمانی که مدام با خودم معادل سازی می کردم : معادل سازی می کردم که اگر این چند سال رو صرف کار می کردم چقدر می تونستم برای خودم سرمایه جمع کنم ، یا مثلا اگر این مدت رو صرف زبان اسپانیایی می کردم چقدر جذاب بود و می تونستم از این مهارت پول درآرم و …  تا اینکه متوجه شدم چاره ای ندارم که تمام طول مسیر رو با خودم بهترین دقایق زندگی رو مرور کنم . از این بعد یه قضیه نگاه می کردم که ، من که باید ( فرضا ) دو سال دیگه این مسیر رو برم و بیام ، پس چرا با بد گفتن از این و اون خودم رو مستهلک کنم . بذار این بار  این حالت رو که از بودن در این موقعیت و شرایط لذت می برم رو امتحان کنم .

خدا رو شکر ارزش امتحان کردن رو داشت . و الان که ترم آخر هستم ، خیلی حالم خوبه . هم برای درس ها وقت بیشتری می ذارم . از بودن در کلاس و جمع های دانشجویی راضی ترم و هم چند وقی درگیرِ چاپِ نشریهِ دانشجویی بودم  و دیگر کارها که تصورش برای خودمم یه زمانی سخت بود .

مسئله بعدی و احتمالا آخری ( سعی می کنم باز هم بنویسم ، چون حس درونی ام رو نتونستم ارضا کنم که تمام مطالب ر راجع به دانشگاه نوشتم ) این که در داخل دانشگاه دغدغه یک دانشجوِ واقعی باید فراتر از مدرکی باشه که بسیاری از کشورهای تراز اول و توسعه یافته دنیا قبولش ندارند .

در واقع همه ما سه تا شش سال تلاش می کنیم مدرکی به دست بیاریم اما می دونیم که آنچنان ارزشی ندارد . پس به فراتر از این باید فکر کرد . مثلا شرکت در کلاس های متنوعی که دانشگاه یا گروه های دانشجویی برگزار می کنه . وقت و تمرکز روی زبان خارجه . انرژی صرف کردن برای یادگیری مهارت . یادگیری فنون زندگی . یه قیاس ساده ما رو به این اسنباط می رسونه که موازی کاری در شرایط کنونی بهترین گزینه ست .

Be First to Comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *