یه وقتایی

چند سالی هست دارم به این فکر می کنم که تفاوت آدمها از کجا ریشه می گیره .

خیلی برای خودم مثال جمع کردم . خیلی . طوری که هر چی بیشتر فکر می کردم این فرضیه فکری خودم را بیشتر بسط می دادم . حتی به حیوانات هم رسیدم . طبق معمول چون این تفکرات هنوز جنبه علمی نداره ، می نویسم تا بعد ها بیشتر راجع بهش فکر کنم و حتی لازم شد از کتاب هایی ازش بخونم و بیام اینجا تکمیل کنم .

چون گستردگی انسانها بیشتر هست ، اول به دیدگاهم راجع  به حیوانات می پردازم و بعد به سراغ بشرخواهم آمد .

تا حالا دقت کردید که می گن ما به یه حیوون که معمولا هم سگ هست ،وقتی می گیم بشین اون هم حرف گوش می کنه و میشینه . بعد ازز این صحبت و امثال این مدام این سوال تو ذهنم ایجاد میشد که باباجان اون سگ حتما انگیزه دیگه ای داره که داره به حرف شما گوش میده . آدم که نیست بفهمه . حالا فرض بگیریم این حیوون از خدا بی خبر می خواد مهاجرت کنه بره خارج از کشور ، اون وقت اگر بهش بگن Sit down حرفشون رو گوش می ده ؟ یا نه ؟ تکلیفش چیه ؟

ما انسانها از روی کوته نظری و ناجهانبینی مون به سادگی هر چه تمام تر به اتفاقات و رویداد هایی که در اطرافمون در حال رخ دادن هستن داریم برچسب می زنیم . برچسب هایی که در پیش آمد های عصر کنونی معتبر نیستند . ولی ما این کار را می کنیم تا حداقل قدرت بیان خودمان را به رخ خودمون و بعد به رخ دیگران بکشیم . یه جورایی کمبود خودمون رو در وهله ارضا می کنیم و بعد به جایگاهمون بر می گردیم که احساس می کنیم حالا موقعیتش درست ست . به هر حال ما طرز فکرمون ریشه از محیط اختیاری و اجباری که در اون زندگی می کنیم و کار می کنیم ، داره .

بگذریم .

اما بریم سراغ انسانها که یه مقداری که اصلا باب میلم نبود رو هم بهش اشاره کردم .

انسانها آنقدر پیچیده هستند که اگر چیزی راجع به شان بنویسی یا بگی یه نوع از برچسب زدن حساب می شه . اما نکته های جالبی می شه راجع به آدمها گفت . خیلی راحت . نکاتی که احتمالا بارها شنیده ایم . اما نیاز به دسته بندی داریم .

تفاوت انسانها را می توان در کودکی آنها دنبالش دوید . می توان در جستجوی آرزوهایشان ، پی به اختلافاتشان برد . گاهی هم محیط . گهگاهی هم آینده .

نقش آینده به نظر نقشی ست که می توان به آن شکل داد . نمونه بارزش برای اذعان این حرفم هم اینکه تا به حال هر چی بوده ، بوده . غیر قابل تغییر ست . ولی برای آینده به راحتی می توان برنامه ریزی کرد و اهداف و خواسته تعیین کرد ( ما هم که عاشق برنامه ریزی ایم . تازه بهش عمل هم نمی کنیم ) . به هر حال ما انسان هستیم و مدام ذهنمون در حال شکل گرفتنه . اما به این قضیه هم اطمینان داریم که گذشته هر کس نقش تعیین کننده ای در آیندش داره .

دارم به آینده فکر می کنم که لازمه انسان یه وقتایی بی گدار به آب بزنه . کاملا بی برنامه مسافرت بره . یه وقتایی چشماشو رو عقاید و فرهنگ و گذشتش ببنده ، تجربیات جدید رو مزه مزه کنه . شاید این طعم تفاوت لذیذترین نوع احساس تفاوت و تمایز باشه .

2 thoughts on “یه وقتایی

  1. شبنم

    سینا عزیز من چند ماهی هست که به این موضوع فکر میکردم به این نتیجه رسیدم تفاوت ادم ها و تمایزشون به علت تفاوت در نحوه ی فکر کردن و انتخاب هاشونه احساس کردم درست فکر کردن خیلی در زندگی مهمه البته بهترین استادم میگفت تفاوت در هدف ها و خواسته هاست

    1. سینا Post author

      دقیقا خواسته ها تعیین کننده ترین شکل آینده یک فرد . و حتی مسیر تمایز رو به راحتی با یه خواسته تعیین کرد . هرچند خواسته یک مسئله خیلی کلیه ، اما با این حال استادتون واقعا دقیق گفته در یک نگاه .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *