وصف ناقص من

By | ۲۴/۰۱/۱۳۹۶

داشتم فکر می کردم در خیل کلماتی که به ذهنم رسیده کدام را برای جمله بدوی این سیاهه ام انتخاب کنم که دیدم هیچ کدام مناسب این وصله زیبا نیست .
قصد من از این تماس های مکرر انگشتانم بر روی کیبورد لپ تاپ و به صفحه آمدن این کلمات به سنت شنبه هر هفته ست که قرار گذاشته بودم وقتم را به یکی از دوستانم اختصاص دهم . و بیش از پیش به وبلاگ و ویژگی های قابل رویت از نگاه خودم بپردازم . اما این بار کار من خیلی سخت است و صعب . شاید هم نا ممکن . شاید هم بنویسم و به این نتیجه برسم که هیچ نگفتم . زیرا که از طاهره خباری عزیز نوشتن بسیار سخت است . باید در وصف او و نوشته ها و لطفش مدح نامه نوشت ، وگرنه چه فایده ؟ نوشته های او طعم و بویی متفاوت دارد . سرشار است از فهم و تواضع که به زیبا ترین بیان ممکن مطرح می شود .
ارزش ، احترام و لطف طاهره (ببخشید با اسم کوچک خطاب می کنم ) از جایی برای من نمود پیدا کرد که امتیازم در متمم بالا رفت و متوجه شدم یکی از کسانی که کامنت های بی سروته من رو می خوند و نمره می داد او بود . خانم خباری که تا به حال نه سعادت دیدارشان را داشتم . نه هم کلامی .
ارزش های ایشان زمانی نمایان تر می شود که من زمانی که از سمت متمم انتخاب شدم به دوستانم امتیاز دهم ، این حرکت ساده را دریغ کردم . در واقع هر زمان به پروفایلم مراجعه می کردم ، خواندن کامنت ها را به زمان دیگری موکول می کردم . و مدام اسیر اهمال کاری می شدم . به جز در پاره ای از موارد انگشت شمار . متاسفانه . و باز این ارج و قرب از سمت محترم تر و ارزشمند تر به حساب می آمد .
طاهره از آن دسته آدمهاییست ( که احتمالا شما هم در زندگی تان تجربه کردید ) که در زندگی آدم ها بسیار نقش دارد اما هرگز او را نمی بینند . مثل یک شاعری که سالها پیش زندگی کرده اما حالا می توان با او و شعارش و نثر و نظم به جا مانده اش عاشقی کرد . یا نویسنده ای که کتابش منجر به زندگی دوباره یک فرد می شود . و یا شاید یک فیلم از یک کارگردان که زندگی را به یک فرد از بین رفته روحی و ذهنی ، حیات ببخشد . و … .
دقیقا نمی دانم چطور شد . اما من با دیدن وبلاگش و توصیه های محمدرضا شعبانعلی و عوامل دیگر تصمیم گرفتم که رو به وبلاگ نویسی بیاورم . مسئله ای که نمی توان از آن ساده گذشت . اتفاق میمونی که باعث شده برنامه روزانه ام منظم تر شود . آرام تر شود . و اگر بگویم وبلاگ نویسی سهم به سزایی در آرامش زندگی ام داشته ، بیراه نگفتم .
ابن لیست ادامه دارد . الهام گرفتن از منش و رفتار و نوشته های مجازی طاهره ادامه دارد .
آخرین دستاورد ، مساعدت او به من در برنامه ریزی امسال ام بود . در حالی که شاید خودش هم خبر نداشته باشد .
چند روز که به شدت درگیر برنامه ریزی و ترسیم نقشه راه برای خودم بودم مدام به وبلاگ دوستانم سر می زد تا اینکه به برنامه ریزی او بر خوردم . برای من در این همه گشت و گذار ( دقت کنید ، برای من . کاملا سلیقه ای ست . اما توصیه می کنم حتما ببینید ) بهترین انتخاب ، این سبک برنامه ریزی بود که من از وبلاگ طاهره و در ادامه لینکی که به متمم داده بود برداشت کردم .
نوشته های طاهره همیشه برای من اثر گذار مفید بودند و یقین دارم همینطور خواهند ماند . به مثابه پستی که به تازگی در وبلاگش قرار داده بود . باز هم برای من سرشار از الگو گرفتن بود . و فورا نسبت به نصب برنامه IMindMap و طریقه کار با آن اقدام کردم .
یا نمونه ی دیگرش ، روزه کلمات ست که به تازگی تصمیم گرفتم آن را عملی کنم .
حتی در جایی که به شکل گیری عادت جدید اشاره می کند نیز برای من شکل آشنا و ممکنی پیدا می کند .
از این دست مثال ها بسیار می شود گفت . که همه اینها حاصل ساده نویسی و بیان شیوای خانم خباری ست و بس . اعتراف می کنم گاهی اوقات با چهره و حالتی دژم وارد وبلاگش می شوم و سر آخر با تبسمی آمیخته به امید از آنجا خارج می شوم . هر چند که معمولا صفحه وبلاگ او از جمله صفحاتی ست که در کنار وبلاگ دیگر عزیزانم معمولا باز هستند تا مطلبی را که بر روی وبلاگشان قرار می دهند از دست ندهم .
طاهره خباری عزیز بابت نوشته های ارزشمندت ممنونم . بابت اتفاقات خوب و ارزشمند که چه خود آگاه و چه نا خودآگاه منجر به تغییراتی در زندگی من شد هم از صمیم قلب ازت سپاسگذارم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *