Skip to content

آیا من خوب رانندگی می کنم؟

Posted in درد دل, روزمرگی, and زندگی

امروز داشتم فکر می کردم که درباره چی بنویسم؛

طبق قولی که پیشتر داده بودم (+) قرار هست که درباره ازدواج، خرید ماشین، مسافرت و مراحل گرفتن پاسپورت و دانشگاه و … صحبت کنم. اما تصمیم گرفتم بعضی از این موضوعات رو ویرایش کنم.

مثلا موضوع خرید ماشین ( خودرو و یا اتومبیل) به نظرم نمی تونه موضوع جذابی باشه. از طرفی معمولا نوع خرید ماشین در جامعه ما بسیار متفاوتِ. یعنی چی؟ یعنی هر کسی که ماشین خریده یا خواهد خرید، مسیر یکسانی رو طی نکرده و طی نخواهد کرد.. بنابراین از این موضوع گفتن به نظر شخصی خودم خیلی جذاب و مفید نخواهد بود. بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم درباره یه گام جلوتر از این مرحله بنویسم. یعنی زمانی که افراد ماشین می خرند و پشت فرمون می شینن چطور رانندگی می کنن؟ به بیان بهتر وقتی از آدمها بپرسیم که آیا خوب رانندگی می کنید، چه جوابی خواهند داد.

من از زمانی که مالک ماشین شدم، سعی کردم به این موضوع توجه کنم. یعنی وقتی شروع می کنم به رانندگی توی خیابون های شلوغ تهران دقت کنم ببینم کی به کی راه میده، کی کِی راهنما میزنه یا مثلا وقتی تصادف می شه چطور با هم رفتار می کنن.

احتمالاشما هم دیدین که کسایی که تو ترافیک ماشینشون می خوره به هم چه رفتاری با هم دارن. مثلا یه سری شروع می کنن یقه هم رو می گیرن، از سر و کول هم بالا می رن؛ آخرش هم با هم دوست می شن. یه سری هم نه، اول با هم دوستن بعد با هم به مشکل می خورن. خیلی عجیبیم ما.
مثلا خودم وقتی چند روز پیش یه تصادف کوچیک و مسخره داشتم، و با اینکه خیلی کوچیک بود و ۱۲ جای مختلف برای صافکاری رفتیم و همه گفتن ۵۰-۱۰۰ تومن هزینه داره، شخصی که باهاش تصادف کرده بودم اصرار شدیدی داشت که از بیمه استفاده کنم؛ تنها دلیلش هم این بود که پول بیشتری بگیره. ولا غیر.

اما اینا مهم نیست. مهم رفتار ما (مخصوصا خودم) در هنگام تصادفِ.

اول یکم بی اغراق از رانندگی خودم میگم. من وقتی پشت فرمون میشینم فقط به رفتار دیگران دقت می کنم و تا جایی که ممکنِ از ماشین جلویی سعی می کنم فاصله بگیرم و این موضوع همیشه صدای همراهانم رو در میاره که این ماشین از اینور پیچید جلوت. بهش راه نده. یا سوال می پرسن که چرا راه نمیدی. در حالی که به نظر من، من به کسی معمولا راه نمی دم من فقط فاصله قانونی با نفر جلویی رو رعایت می کنم؛ همین.

برگردیم به تحلیلی که راجع به تصادف ماشین کردم. اون شخصی که من باهاش تصادف کردم به گفته خودش، کارمند ایران خودرو. البته از رفتارش بر میومد که خیلی رده بالا نیست. به محض اینکه ماشین هامون به هم خورد. پیاده شد و داد و بیداد کرد. من چون تجربه نداشتم. نشسته بودم تو ماشینم؛ چون دقیقا سر چهار راه بود. بعد دیدم ا چرا سوار نمیشه بریم گوشه تر. من پیاده شدم. خشم داشت از همه چاش میزد بیرون. بعد شروع کردیم به همدیگه گفتیم چه خبرته. چی کار میکنی و این حرفا که زنگ زدیم پلیس. بعد از تماس کمی آرومتر شد. از ۱۱۰ تماس گرفتن که افسر سرِ یه سانحه جرحیِ و نمیتونه بیاد. خلاصه که دیگه کامل آروم شده بودیم، یه سرباز راهنمایی رانندگی داشت رد می شد که بهش گفتیم اینطوری خوردیم به هم و گفتش که کارت تون رو به هم بدید و برید.

خلاصه با هم دست دادیم و رفتیم. ولی خیلی عجیب بود. اون از لحظه اول که خون جلو چشاش رو گرفته بود، اونم از لحظه آخر که معذرت خواهی کرد.

بعد از اون روز، روزی ۳ بار زنگ می زد که بریم پولش رو به من بده. منم که دیدم اینقدر آدم سمجیِ گفتم اوکی، بریم چندجا بپرسیم، میانگین هرچی بود می دم. گفت قبول.

رفتیم چند جای مختلف و همگی رقمی بین ۵۰-۱۰۰ رو اعلام کزدن ولی قبول نکرد. گقت می رم پیش صافکار محله مون. به گفته خودش محله ای که می خواست بره، سمت شهریار بود و می گفت که بهش گفتن ۵۰۰ می گیره تا درست کنه! من فقط تعجب کردم که چجوری این همه اختلاف ممکنه.

به هر حال کار به جایی رسید که روزی چند مرتبه زنگ می زد تا بریم بیمه. در نهایت با بیمه حل شد.

اما نتیجه ای که گرفتم این بود که هیچوقت تا زمانی که با کسی تصادف نکردید، نمی تونید ادعا کنید که اون شخص رو کامل میشناسید.

هر کسی به نسبت اینکه مقصر باشه یا متضرر رفتارش در لحظه تصادف و بعد از اون متفاوت و غیر قابل پیش بینی خواهد بود. از اون روز به بعد بیشتر به چهره آدما در هنگام رانندگی دقت می کنم.

عده ای عصبی و بعضی ها با حرص و جوش رانندگی می کنن. برخی اصلا حاضر نیستن به کسی راه بدن. تا جایی که حتی ترجیح می دن به همدیگه بخورن تا اینکه آروم از کنار هم رد بشن.

واقعا عجیبه. تنها چیزی که می تونم بگم همینه. عجیبه این همه نوسان از یک انسان.

آخر این متن خیلی دوست دارم که شما خودتون رو جزو کدوم دسته از رانندگان می دونید؛ آیا خوب رانندگی می کنید؟ هر جوابی که دارید دلیلش رو (در صورت تمایل، اینجا) بگید.

*تصویر در متن، میزان خسارت وارد شده به ماشین فرد متضرر است.

*تصویر اصلی عکسی از اتوبان همت است که در یک روز پاییزی گرفته شده ست. در حوالی کتابخانه ملی ایران.

۳ Comments

  1. تصادف چیز خوبی نیست.
    هرقدر هم دقت کنیم، گاهی یک ستون دروازه ای، سپری، آینه بغلی… کافی است یک لحظه آن سوی خیابان یکی داد بکشد، یا خنده بلند غیرمتعارفی سر دهد، نگاه ت منحرف شود، تصادف! یا کف کفش خیس باشد و پدال دربرود و … تصادف!
    در نهایت یک لحظه عدم دقت، و مشکلات. این ها تصادفات داخل ترافیکی است، تا بماند تصادفات جاده ای خواب و خوراک و سبقت بی جا و سرعت بی جا و … بماند.
    بیمه.
    و خوب است که چیزی به نام بیمه وجود دارد. که اگر نداشت، هر تصادف، شروع راند اول یک کشتی کج بود، تا کدام راننده ناک اوت شود.
    و تهران، هر بار صحبت از تهران می شود، یاد ترافیک آن می افتم.
    همین سه چهار روز قبل جلوی در وزارت کشور یک ماشین پراید غرراظه! فقط و فقط به قصد اینکه به طریقی بزنم به او، سر راه م سد شد، اما چرخاندم و به خیر گذشت. گفتم، به همراهم گفتم، این فقط دنبال گرفتار کردن ما بود، و گفتم که در ریم!
    هرچند تصادف فقط برای شهرهای بزرگ نیست، و هرجا این خر فولادی هست، تصادف هم هست. من هیچ گاه از ماشین خوشم نیامد و نخواهد آمد. علت ش هم این است که هوشمند نیست، و یک انسان پشت آن نشسته.
    در انتها از خودم بگویم، اگر آن پراید لعنتی به ماشین من می خورد، ابتدا پیاده می شدم و راننده را تا حد مرگ می زدم، بعد پلیس را خبر می کردم، و احتمالاً به دستم دستبند می زد..
    واقعا انسان ها را در تصادف می شود شناخت!!

    ۲۷/۰۷/۱۳۹۷
    |Reply
    • چقدر قشنگ می نویسی حامد جان.
      به شدت مشتاقم بیشتر در بلاگ تازه تأسیس ت بنویسی تا اونجا بیشتر برات کامنت بزارم.

      ۲۸/۰۷/۱۳۹۷
      |Reply
  2. سلام سینای عزیز. من امروز با وبسایتت آشنا شدم. تعدادی از مطالبت را خوندم و امیدوارم زمان داشته باشم ادامه مطالبت رو هم بخونم

    ۰۳/۰۸/۱۳۹۷
    |Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *