Skip to content

مراحل دریافت پاسپورت

Posted in روزمرگی, and زندگی

اگر بگم از اولین روزی که فهمیدم ایران، جهان نیست؛ دوس دارم خارج از ایران رو ببینم، پر بیراه نگفتم. تصور کنید یه نقشه جغرافیا جلوی یه بچه (پسر بچه منظورمه) گذاشتید و بهش میگید شما یه جا هستید که از یه سنی به بعد نمی تونی ازش خارج بشه و پیش از اون سن هم به احتمال بسیار بسیار زیاد شرایط خروجش رو نداری.

به هر حال می خوام بگم من دقیقا حس این پسر بچه رو داشتم. از وقتی یادم هست دوس داشتم بدونم خارج از ایران کجاست، چیه و چه شکلیه. البته بماند که چقدر وقتهای خالی ام رو صرف شناخت پرچم کشورها و پایتخت هاشون کردم؛ اگر دروغ نگم بیش از ۸۰% پرچم کشورها و ۷۰% پایتخت کشورها رو می تونم درست حدس بزنم.

دنیای هر آدمی به نظر من وابسته ست به تعداد سفرهایی که هر کسی انجام میده. همیشه به کسانی که سفر زیاد میرن حسادت می کنم. تقریبا میشه گفت تنها حسودی یی هست که من دارم. نه به پول کسی حسادت میکنم نه قیافه نه تیپ و نه … . سفر زیاد همه چی داره به  نظر من.

بگذریم از مقدمه، بریم سراغ اصل موضوع؛ یعنی گرفتن پاسپورت.

البته اینجا اشاره کنم که پاسپورت گرفتن برای یک پسری رو شرح می دم که دانشجو هست و از خدمت مقدس! سربازی معاف نیست. یعنی شخصی مثل خودم که تصورم اینکه اینجور افراد اصلا کم نیستن. این رو هم بگم که گرفتن پاسپورت برای سایر افراد یعنی دختر خانم ها و کسانی که معافیت دارن اصلا کار سختی نیست. به سادگی می تونن درخواستشون رو به یکی از شعب پلیس+۱۰ بدن و کمتر از یک هفته پاسپورت رو دریافت کنن؛ البته اینا منوط به این هست که مدارک تکمیل باشه.

اما اصل مخاطب من که دغدغه دریافت پاسپورت رو داره باید از اینجا به بعد همراه باشه.

کد سخا؛ اولین مرحله از مراحل دریافت پاسپورت تقریبا میشه گفت کد سخا ست. کد سخا خیلی راحت صادر میشه. چون پولی نمی گیرن. انگار یه رابطه غیر مستقیمی بین پولی بودن یه کار با سخت به دست آوردنش وجود داره. یه چیزی تو مایه های صحبتی که محمدرضا شعبانعلی تو یکی از پادکست هاش میگه؛ میگه بارها سمینار رفتم ولی وقتی میبینم افراد پول بیشتری دادن دلشون بیشتر میسوزه در حالی که همون حرف ها رو ممکنه تو سمینار یا همایش مشابه اما با قیمت خیلی کمتر (پرداخت شده توسط مخاطبین) زده باشم.

خواستم بگم که اولین مرحله کد سخاست و برای گرفتنش اصلا لازم نیست هزینه ای پرداخت کنید. فقط کافیه به نزدیکترین شعبه پلیس+۱۰ منزلتان برید و کد ملی رو اعلام کنید. کد سخا رو وقتی بخواید وارد سایت نیروی انتظامی بشید و در خواست تون رو ثبت کنید به کارتون میاد. در حال حاضر که دارم این متن رو مینویسم سایت نظام وظیفه با ارور نامشخصی ازم استقبال میکنه؛ اگر اینطور نباشه تا پایان نوشته حتما تصویری از اون رو میزارم براتون.

بعد از گرفتن کد سخا میتونید وارد سایتی بشید که الان امکان نمایشش نیست یعنی : سایت خدمات نظام وظیفه 

پیش از وارد شدن هم لازمه از میزان هزینه خدمات و مدارکی که لازمِ که ارائه بدید مطلع بشید. برای اطلاع یافتن از این موضوع فقط کافیه روی این لینک کلیک کیند.

سایت اصلی نیروی انتظامی نیز شما رو میتونه به سایت های بالا که لینک هاش رو بهتون معرفی کردم، راهنمایی کنه. لینک سایت خدمات آنلاین نیروی انتظامی. 

خیلی دوس داشتم که این بحث رو به سرانجام برسونم، اما حق بدید که امکان جلو رفتن وجود نداره، چون تمایل خودم این بود که با عکس هر مرحله رو پیش ببرم. اما متاسفانه در حال حاضر (هنوز هم دارم امتحان می کنم) امکان دسترسی به سایت سازمان نظام وظیفه عمومی وجود نداره (بیچاره اونایی که میخوان برن خارج و یا کسایی که می خوان اعزام بشن، نمی تونن کارشون رو پیگیری کنن).

خب در نهایت جا داره که اشاره کنم که این یکی از مباحثی بود که در پست آنچه گذشت گفته بودم بهش می پردازم. سایر مطالب رو هم به زودی میگم تا یکم از بار ذهنی ام کم بشه.

پی نوشت: ضمنا این رو هم بگم که همین الان داشتم دکمه انتشار رو میزدم یه گشتی تو نت زدم ببینم مطلب مشابه هست یا نه که یکی دو مطلب دیدم که ف ی ل ت ر شده بودن! امیدوارم وبلاگ مظلوم من این بلا سرش نیاد. به هر حال آمادگی اش رو داشته باشید که در صورت امکان از دفعات بعد با تجهیزات اسمشو نیارم وارد وبلاگم بشید (احتمالا).

 

۴ Comments

  1. سلام. منم یه بار یه مطلب منتشر کردم ترسیدم فیلتر بشم. یکم سرچ کردم تو اینترنت. گفته شده اگه در سایت ساماندهی وبسایتتون رو ثبت کنید، اگر مطلبی نوشته باشید که قرار بشه فیلتر بشید، قبلش بهتون اطلاع میدن. البته اینجوری گفته شده.
    داخل گوگل سرچ کن. ساماندهی. مراحل ثبت وبسایتت رو انجام بده. به این امید که هیچ وقت فیلتر نشیم 🙂

    ۱۴/۰۷/۱۳۹۷
    |Reply
    • ممنون از کامنتی که گذاشتی داود جان.
      حتما اگر وقت کنم تو سایت ساماندهی کارارو پیش می برم. هرچند که فیلترینگ که روال نداره! همه می دونیم.

      ۱۴/۰۷/۱۳۹۷
      |Reply
  2. من هم سفر کردن را دوست داریم.
    به مانند داستان خواندن، مانند فیلم دیدن، مانندن قصه شنیدن… سفر نیز انسان را برمی دارد می برد یک جای دیگر. و اینبار جسم آدم را هم با خودش می برد.
    من نیز،
    اگر از آسمان صندوقی یا صندوقچه ای، به فرض به ابعاد شصت در چهل به ارتفاع حدود دو وجب، بیافتد در کنار من، و درش، هولوپپی باز شود، و پر باشد از اشرفی ها! … پنج سکه طلا را بر می دارم می گذارم در جیب چپم برای روز مبادا، باقی سکه های زر را می نهم در همیان و کمر بسته به سمت سفر… تا همیان تهی گردد!
    هرچند،
    تا این لحظه که از آسمان چیزی نیافتاده و چاره ای نیست جز همان سفرهای غیرجسمانی!

    ۱۷/۰۷/۱۳۹۷
    |Reply
    • اگر سرعت اینترنت ضعیف نبود، اولین کامنت تو بلاگت ثبت میشد.
      نشستم وبلاگت رو خوندم. لذت بردم. دوباره خوندم. و دوباره لذت بردم.
      ترکیبی از فلسفه، مدرنیته و نگاه ژرف به مسائل.
      سر فرصت حتما بیشتر به وبلاگت سر میزنم.
      خوشحالم که وبلاگ دار شدی. خیلی خوشحالم.
      دلایل خوشحالی ام رو بیشتر تو پستهای وبلاگت می نویسم.
      مرسی پسر عمو.

      ۱۷/۰۷/۱۳۹۷
      |Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *