Skip to content

چرا وبلاگ نویسی؟ چرا وبلاگ خوانی؟

Posted in درد دل, روزمرگی, and وبلاگ نویسی

در بخش اول کمی از وبلاگ خوانی و انواع و اقسامِ افرادی گفتم که روزی روزگاری با وبلاگ سر و کار خواهند داشت؛ من خودم اسمش رو میزارم مقدمه ای برای وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی .

این هفته وقتی داشتم فکر می کردم که در وبلاگم چی بنویسم، تصمیم گرفتم کمی در گوگل راجع به وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی سرچ کنم.

نتایج خیلی جالب بود.

من کلماتِ “وبلاگ خوانی” ، “وبلاگ نویسی” و “وبلاگ” رو سرچ کردم.

در مورد وبلاگ که اصلا مطلبی منتشر شده از کسی وجود نداشت _در صفحه اول_. همگی متعلق بودن به بستر های ساخت وبلاگ.

در جستجوی کلمه وبلاگ خوانی به سایت امین آرامش عزیز از دوستان تازنینم برخوردم که درباره دغدغه وبلاگ خوان ها نوشته بود (+).

البته دیگران هم بودن که جدیدترین تاریخ آنها مربوط به سالهای اواخر دهه هشتاد می شد که در حال حاضر فارغ از وبلاگ نویسی بودن.

در جستجوی کلمه وبلاگ نویسی هم مطابق انتظار به سایت محمدرضا شعبانعلی رسیدم. همان مطلبی که تقریبا می شه گفت به تازگی منتشر کرده و درباره آموخته هایش در حدود ده سال وبلاگ نویسی گفته (+).

ما بقی باز برمیگشت به سالها قبل که سایر دوستان در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی نوشته بودن.

تصمیم گرفتم من هم تجربه شخصیم رو تا جایی که ممکنه اینجا بنویسم.

تجربه وبلاگ نویسی من از سالهای ۸۴ و ۸۵ شروع می شه و بعد از یک وقفه سه سال مجدد از پارسال شروع شد (که در این مورد در اولین پست وبلاگم نوشتم)، و از همان موقغ مجدد با شدت و جدیت بیشتری وبلاگ خوانی رو شروع کردم.

حالا قصد دارم با کمک این داشته های محدود در حوزه وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی هر چه در ذهنم می گذرد را در این ساهه بیارم.

در بحث وبلاگ نویسی تصور می کنم در ابتدای امر باید به خودمان یادآوری کنیم در این وادی که قصد داریم وارد شویم چه می خواهیم و قصد داریم بعد از چندین و چند روز وبلاگ نویسی چه آورده ای داشته باشیم. یعنی اگر قبل از کشش به این سمت جواب این سوال را بدانیم می توان مدعی بود که در مسیر درستی گام برداشته ایم.

در مورد وبلاگ نویسی می شه ساعت ها گفت و نوشت. اما دارم فکر می کنم که به کدوم بعد این موضوع بپردازم.

وبلاگ نویسی ریشه اش در سالهای آخر دهه نود میلادی بود، البته که پیشتر هم بوده اما اوج آن در آن سالها بود که خارجی ها از ما پیشی گرفتن.

در کشور ما از حدود سالهای ۸۳ وبلاگ نویس ها شروع به فعالیت جدی تر از قبل کردن. طبق انتظار در حوادث اجتماعی این وبلاگ ها بودن که نقش داشتن و اگر از نقشی که برایشان تعریف شده بود خطا می کردن هیچ راهی جز دسترسی از طریق IP های خارج از کشور نداشتیم.

همونطور که من هم دیدم احتمالا شما هم به چنین افرادی برخوردید که به جرم وبلاگ نویسی به زندان محکوم شدن. خب خبر نه چندان خوب اینکه فقط در ایران هست که همچین جرمی داریم. فقط در کشور خودمان.

علت اینکه ما چرا وبلاگ نویسی می کنیم باید برای هر کسی که قصد چنین کاری رو داره مشخص باشه.

با توجه به تیتری که در نظر گرفته بودم باید درباره این می نوشتم اما نظرم عوض شد سعی کردم به ابعاد مختلف وبلاگ نویسی بپردازم.

واقعا ما از وبلاگ نویسی چه انتظاری داریم؟

در وبلاگ نویسی ما به دنبال گمشده ای هستیم که به راحتی در دسترس نبوده. ما اگر مینویسیم دست کم یک گام از سایر دوستانمان جلوتر هستیم. زیرا توانسته ایم سوالی را برای خودمان مطرح کنیم و به دنبال جوابی برای آن شروع کردیم به نوشتن؛ و اتفاقا در گام بعدی انتخاب کردیم که وبلاگ سایر دوستانم را مطالعه کنیم. کسانی که دغدغه ای نه دقیقا مثل ما، اما می توان گفت شبیه به ما داشتن. در چنین شرایطی اگر این افراد (یعنی وبلاگ نویس هایی که وبلاگ خوان هم هستن) را از سایر افراد جامعه جدا کنیم، حرکتی غیر منطقی به حساب نمی آید.

وبلاگ نویسی
وبلاگ خوانی

به زعم من تمامی آنهایی که در وبلاگ هایشان می نویسند با سایر آدم های زنده دنیا متفاوت اند. زیرا تصمیم گرفتند از خود یادگاری به جای بگذارند که تا سالها بعد از مرگشان قابل رویت ست. و قابل استفاده.

این نگاه آینده نگرانه وجه تمایز میان این دسته و سایر آدم های در حال زندگی ست.

با گشت و گذاری ساده در فضای وبلاگ نویس ها دستمان می آد که چقدر از فرهیختگان جامعه مان در این بخش در حال فعالیت هستن یا شاید هم بودن. و می نوشتن و می نویسن تا شاید نسل ها بعد از حال و روز این روزهای ما درس بگیرن و به دردشون بخوره.

یادم هست من یکی از انگیزه هام برای نوشتن وبلاگ، کتاب آخرین سخنرانی “رندی پاش” بود. در اون کتاب نویسنده به سایتی اشاره می کنه از خودش به یادگار گذاشته و سعی کرده طوری اون سایت رو طراحی کنه که تا سالها بعد مفید واقع بشه (+).

به هر حال در جمع بندی کلی توصیه می شه که وبلاگ نویسی رو اگر شروع نکردیم، شروع کنیم؛ اگر شروع کردیم، ادامه بدیم؛ و اگر ادامه دادیم، با هدف ادامه بدیم.

وبلاگ در ذهن من یعنی خلق چیزی که پیشتر وجود نداشته. بیایید برای خلاق شدنمان تلاش کنیم. بیایید به دیگران بیاموزیم می توان خیلی ساده از موضوعاتی نوشت که سالهای سال در مدارس سرکوب میشده. بیایید با وبلاگ نویسی ثابت کنیم جامعه مان به کمک نیاز دارد. ثابت کنیم که تا رسیدن به اهداف بزرگ باید خلاق بود. بیایید از استعدادهایمان بنویسیم که قبل تر از این هرگز جرات نوشتنشان را نداشتیم.

بیایید وبلاگ بنویسیم؛ که این وبلاگ نویسی مشروط به وبلاگ خوانی نیز هست.

ممنون.

 

۵ Comments

  1. حامد احمدی
    حامد احمدی

    عالی بود.
    من وبلاگ ندارم.
    ولی احتمالاً از سال آینده بتوانم شروع کنم.
    شرط‌هایی برای اجازه دادن به خودم برای نوشتن گذاشتم که مدت هاست که نتوانستم نمره قبولی بگیرم.
    بنابراین، اگر بتوانم از پس شرایط به معنی مجموع شرط ها برایم، سال بعد می‌نویسم و چقدر می‌تواند جالب باشد.
    فعلا فقط وبلاگ خوانی خواهم کرد.

    ۳۰/۰۸/۱۳۹۶
    |Reply
  2. مطلب مفید نوشتن خیلی سخته

    ۱۶/۰۹/۱۳۹۶
    |Reply
  3. سلام
    روز بخیر
    یک پیشنهاد خوب برای کسب درامد برات دارم
    نمی دونم چقدر با معاملات ارز های دیجیتال مثل بیت کوین و اتریوم
    آشنایی داری. به راحتی می تونی توی سایت زیر
    ثبتنام کنی و از خرید و فروش عرض های دیجیتال کسب
    درامد کنی
    https://goo.gl/Xd1sc1
    اگر اطلاعات بیشتری نیاز هست
    می تونی توی گروه تلگرام زیر عضو شی
    https://t.me/joinchat/C1qU8U9_esSAIMlR1UI9Mg

    ۲۵/۱۰/۱۳۹۶
    |Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *