مسیر جدید

By | ۰۳/۰۶/۱۳۹۶

اگر انتخاب با من بود وسط این جاده دو طرفه، میون این همه سبزیِ سبزه های کنار جاده پنجره رو پایین می کشیدم سرم رو تا گردن بیرون می کردم و فریاد می زدم. می ذاشتم خیلی راحت باد به عمق پیاز موهام سر بزنه. حسابی زبونمو بیرون می آوردم تا خشکی اش رو نتونم با آب درمون کنم. فقط کافیه آسمون ببازه تا خیالم تخت بشه که رسیدم به ته دنیا. یه جاده بی انتها و یه باد غلیظ و یه بوی نم. ته دنیاست اینجا. کاش انتخاب با من بود.

از ابری که بالا سرم تشکیل شده بیرون میام.
زندگی انقدر زیباست که وقت تلف کردن در اون اصلا جایز نیست. سعی می کنم این نوشته ام خیلی طولانی نشه. آخه احساس می کنم حرفام نمی تونه خیلی جذاب و گیرا باشه.

چند وفتی هست که ذهنم درگیر یه پروژه ای هست که حتی خودمم بهش باور نداشتم. تا اینکه امروز بعد از حدود هشت ماه دوبازه بهش فکر کردم. دوباره بهش فکر کردم و متوجه شدم واقعا چرا همچین پروژه ای رو یکم پیش نبرم. چرا واقعا. این که می گم پروژه دلایل زیادی داره اما یه دلیلش عمر انجامشِ. یکی دیگش تشکیل تیمِ. دلیل دیگش نیاز به زیر ساخت. به هر حال اگر می گم پروژه بدونید که قصد بزرگنمایی ندارم.

اصلا ادعای این رو ندارم که نفر اولی هستم که می خوام ایده رو اجرا کنم اما شدیدا معتقدم که این ایده رو _با توجه به وضعیت موجود_ هر تیمی اجرا کنه، برندس. این که از شخص نام نبردم و کلمه تیم رو ذکر کردم دلیل داشت. اونم این بود که با توجه به مطالعه خیلی کمی که تو زمینه راه اندازی این پروژه داشتم متوجه شدم، تیم یعنی عامل پیروزی. به هر حال هر کسی دنیا رو از دریچه نگاه خودش می بینه دیگه. من هم اینطوری خیال میکنم.

بر خلاف سایر دوستانم اصلا احساس نمی کنم با نگفتن ایده ام _که ممکن به زعم خیلی ها تاریخ انقضا گذشته هم باشه_ دارنده دنیا هستم؛ بلکه تنها و یگانه دلیلم خام بودن ایده ام ست. همینجا و از همین تریبون اعلام می کنم که به امداد شما دوستان برای راه اندازی این پروژه نیاز دارم (حداقل در این بازه زمانی به این شکل فکر می کنم). امیدوارم زمانی که این ایده به مرحله اجرا می رسه بتونم روی کمک شما حساب کنم.

قصد نداشتم چیزی راجع بهش بگم اما می نویسم تا یادم بمونه که در این برهه از زمان نگرش ام به چه شکلی بوده.

می خواهم سایتی به منظور بالا آوردن رتبه سایت استارتاپ ها در گوگل با کمک بازاریابی محتوا راه اندازی کنم.

بیشتر نوشتن در این مکان عمومی برای من جنبه تعهد داره تا حنبه معرفی اما به هرحال من با کلی کلنجار با خودم تصمیم گرفتم بنویسم.

هر چند نام گذاری بر روی یک کودک چهارده ماهِ عملا به خودی خود نتیجه ای نخواهد داشت. مگر اینکه مراحل رشد آن را بتوان به نظاره نشست.

بگذریم.

نمیدونم چطور قدیمآ هر روز می نوشتم اما اعتراف می کنم فعالیت در همپا نای فعالیت های روزانه رو هم از من گرفته چه برسه به وبلاگ نویسی. هر چند که بعد از چند روزی تونستم خودم رو به یه حالت پایدار کمی نزدیک تر کنم. یه سری مطالعه روزانه تونستم بیشتر از قبل به برنامه های روزانم اضافه کنم.

ممنونم.

 

5 thoughts on “مسیر جدید

    1. سینا Post author

      گاهی ما آدما منتظر یه حرفیم تا یه مسئله خیلی ساده رو شروع کنیم.
      شاید باورت نشه پوریا، اما همین حرفت شاید عامل حرکتم باشه.
      ممنونم ازت

      Reply
  1. نسرین

    سلام سینا جان
    میخواستم به صورت خصوصی بهت پیام بدم اما آدرس ایمیل و آیدی تلگرامت رو تو سایتت ندیدم.
    ببخش اینجا کامنت بی ارتباط با پستت میذارم.
    اسم تو رو تو سایت تسلط دائمی هیوا دیدم. احتمال دادم بتونی بهم کمک کنی. در مورد کار با برنامه انکی سوال داشتم. ممنون میشم یک راه ارتباطی باهات داشته باشم.
    اگه ممکنه این پیام تایید نشه اینجا. ممنونم
    دوست متممی تو، نسرین

    Reply
    1. سینا Post author

      سلام نسرین جان.
      ممنون که اینجا برام نوشتی؛ و معذرت خواهی که ایمیلی نبود برای ارسال پیام.
      برات ایمیل ارسال کردم.

      Reply
  2. شهرزاد پاک گوهر

    سلام سینا جان.
    چقدر ایده عالی داری.
    با توجه به اینکه کار جدیدی رو شروع کردم، امکان همکاری ندارم، ولی میتونیم چند جلسه با هم همفکری داشته باشیم.

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *