#با_متمم

By | ۲۲/۰۵/۱۳۹۶

به مناسبت سمیناری که محمدرضا شعبانعلی و تیم متمم در نظر گرفته (و البته ایده دوستان متممی ام) تصمیم گرفتم سیاهه ای بنویسم.

اگر یه روز یه از خدا بی خبری از من بپرسه سخت ترین نوعِ نوشتار، نوشتن از چیست؟ خواهم گفت نوشتن از متمم و محمدرضا شعبانعلی و دار و دسته اش. بدون شک. پس اگر حوصله نداشتید این نوشته رو تا آخر بخونید کاملا طبیعی رفتار کردید. اما اگر هم تا آخر خواندید دستتان را به گرمی می فشارم و صمیمانه از شما سپاسگذارم.

بریم سر موضوعی که قرار هست از اون بنویسم. متمم. یا همون محل یادگیری من. به عبارت صحیح تر محل توسعه مهارتهای من.

متمم برای من یه زندگی جدید بوده و هست. زندگی که هر روزش پر از آموزه ست و آموزش. پر از یادگیری. قصد ندارم خیلی تعریفی پیش بیرم این نوشته رو. اما بی اغراق تمامی این تعاریف عین واقعیت ست و بس. هر زمان که متمم را باز کردم، مطلبی به آموخته های قبلی ام اضافه شد.

آشنایی من با متمم و مشخصا شخص محمدرضا شعبانعلی از کسی بود که تقریبا می شه گفت ازش متتنفر بودم. مدیر یکی از شرکت هایی که در آن مشغول بودم. مدیری که نماد یک آدم نا موفق بود. اما به واسطه یک حرکت به اوج رسیده بود. و با فراموش شدن همون حرکت هم از عرش به فرش آمد. بگذریم. اینجا بودیم که گفتم از کسی که بدم میومد با محمدرضا شعبانعلی و متمم آشنا شدم. اولین بار یادم نیست کدوم مطلب شعبانعلی رو خوندم. اما خب یادمه منی که درس  به زور می خوندم نشستم تا جایی که می تونستم و در توان جشمانم بود مطالب وبسایت رو خوندم. طوری که همون روز اول به چهار نفر دیگه معرفی کردمش. چه روزی بود.

یادم هست بعد از چند روز و پیگیری مداوم به سایت متمم رسیدم. سایتی که اعتراف می کنم در ابتدا به خاطر ورودیه داشتن نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم. اما حالا با جرات می تونم بگم که حتی حاضرم هزینه اولیه شخصی رو هم متقبل شم. و از این جهت بسیار خوشحالم.

حالا از اون زمان چند سالی گذشته و من دوستانی را دارم که حاضر نیستم با تمام دارایی هایم عوض کنم. سایتی را در آن حضور دارم که بدون مرور آن، حتی در حد یه بار باز و بسته کردن روزم را نمی توانم به شب برسانم. سایتی که من رو به سمت و سوی کتاب و کتابخونی رسونده. و از این قضیه خیلی خوشحالم. و کلی دستاورد دیگه که شاید ذکر کردن اون از حوصله شما خارج باشه.

در آخر فقط می تونم بگم. پایدار باشی متمم جان، شعبانعلی جان و دار و دسته محترم .

 

پی نوشت:
به دو دلیل این عکس را انتخاب کردم.

یک : این نوع عکس ها را دوس دارم که پس زمینه تصویر شهر ست.

دو: تصویری از دیگر اعضای متمم ندارم (متاسفانه).

2 thoughts on “#با_متمم

  1. حامد احمدی

    هیچ موقع یادداشت ها را ادیت نکنیم!
    این یک اشتباه بزرگ است.
    جناب تولستوری هفت بار جنگ و صلح را اصلاح کرد. زیاد کرد. اما نایستاد تا بهترین نسخه را تمام کند و سپس نشر دهد. نشر داد، اصلاح کرد و دوباره نشر داد.
    وبلاگ خوبی اش به این است که چون میخی بر صفحه تاریخ می نشیند و انسان را ثبت می کند. خلق و خوی و اهداف و برنامه ها و احوال انسان را. به قول قدیمی ها که حسب حال. چیزی که متاسفانه در شرق چندان رونق نداشت و در غرب، بسیاری از پیشرفت ها از لابه لای حسب حال ها درآمد.

    نوشتن یک بدی دارد، اینکه اگر انسان مغرور باشد، یک حرف غلط که بزند، تا آخر مدام تلاش می کند دلیل بیاورد بر آن. اگر از این خطا رها شویم، نوشتن و ثبت عقاید همیشه راهگشا خواهدبود.
    پس بنویسیم. حتی در بی حوصله ترین زمان.
    کاری که خودم نمی کنم! و در این وبلاگ اتفاق افتاده است.
    بهآنها که حس ش را دارند و دوستانی دارند برای مطالعه، حتما قدم برداشتن در این راه را ادامه دهند که از بهترین راه هاست.

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *