بی سر و ته

By | ۰۲/۰۴/۱۳۹۶

پی نوشت : می دونید و می دونم. اما باز هم می نویسم. به شرط پایبند بودن به قولی که به خودم دادم، یکصد روز مداوم می نویسم. می نویسم به دلایل زیاد. قصد دارم بخشی از دلایل رو دقیقا در صدمین روز بازگو کنم و ثبت کنم. در حال حاضر نود و شش روز نوشتم. با وجود وقت بسیار کمی که دارم با خودم عهد می بندم تا هفته اول تیر ماه این یکصد روز نوشتن رو به اتمام برسونم.

امروز از صبح تلاش کردم که بنویسم. اما تا همین الان که نزدیک به ساعت های پایانیِ شبِ هنوز دست به قلم نشده بودم. وای بر من. امان از این امتحانات لعنتی. بزرگترین اشتباه زندگی ام دانشگاه بود. بدون تردید. من هنوز که هنوزِ از تلف کردن عمر در دانشگاه بیزارم اما از طرفی گزینه پیش روی من سربازی ست که تمایلی به تجربه کردنش ندارم. تنها سعی می کنم درآمدِ قابل توجهی کسب کنم تا بتوانم این کمبود ها رو جبران کنم. به نظر خودم با این مدل ذهنی تنها راه پیش رو این ست، مگر اینکه سبک و سیاق زندگی ام را تغییر دهم، که خودم بعید می دونم همچین اتفاقی بیوفته.

بگذریم.

از صبح دارم تلاش می کنم که چیزی بنویسم که نمی شه. شاید هم اگر بخوام صادقانه تر بگم، از دیروز و پریروز دارم تلاش می کنم چیزی بنویسم ولی نمی تونم. یه جورایی اون نوار پیوستگی در نوشتن پاره شده و حس و حال خوش و سراسر انگیزه مثل قبل رو ندارم. اما خبر خوب اینکه مثل قبل هنوز ایده های جدیدی برای بهتر کردن وبلاگم به ذهنم می آد و ثبت شون می کنم اما مساله خیلی اساسی تر اینکه من بتونم در مواجهه با ووردپرس آدم با سوادی بشم. که این خبر رو هم دارم که دارم مطالعه می کنم، ویدئو می بینم و تمرین می کنم تا یاد بگیرم و مطابق قولی که قبلا داده بودم بتونم وبلاگم رو به شکلی ترتیب بدم که مخاطبی که شما هستین زمان خروج از وبلاگ رضایت نسبی از مطالب منتشر شده داشته باشین. به عبارتی می تونم بگم که این هدف غایی من از راه اندازی این وبلاگ ست.

حرف های زیادی دارم اما متاسفانه انسجامی در حرف هایم نمی بینم اما، این اما مهم ست؛ اما ماموریتی دارم که باید اون رو به پایان برسونم بنابراین، این سه و یا چهار روز پایانی هم حرف های بی سر و ته من که مثل وصله های لباس های قدیمی به هم پیوست خورده، تحمل کنید، تا بعد از این با کمی تامل و تفکر نوشته هایی را که چاشنی اش می کنم را بخوانید.

این روز ها به شدت از فضای اینترنت و وبلاگ دوستانم و متمم و غیره دور شده بودم. شدیدا در تلاش برای تطبیق سازی مجدد با فضای قبل هستم که شبکه های اجتماعی زمان کمتری را به خود اختصاص داده بودن و وبلاگ دوستانم اکثریت زمانم را. و حتی کتابهای ام. کتابهایی که با آنها زندگی می کردم حالا رو به طلاق آورده اند. مدام این دوران امتحانات را با یاد آنها گذراندم. دورانی که به شدت اصرار به پایان اش داشتم. و بالاخره تموم شد. از حالا به بعد تصمیمات تازه ای گرفتم که به مرور اونها رو اینجا ذکر می کنم و بر اساس اون پیش خواهم رفت.

ممنونم.

2 thoughts on “بی سر و ته

  1. قانون جذب

    سلام ممنونم بابت پست قشنگ تون
    راستی یکی دو تا هم اشتباه تایپی داشتین …
    شاد و پیروز باشید

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *