فوریت

By | ۱۹/۰۳/۱۳۹۶

خب رسیدم به نود و سومین روز از یکصد روز اول. اعتراف می کنم که هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر سخت و شیرین باشه (دقت کنین دو مقوله جدا از هم هستن و می تونن کنار هم بنشینن). روز اول که انتخاب کردم که به این تصمیم پا بند باشم، خیلی راحت بود (به فرض خودم) بعد ها به دشواری اون پی بردم. در یکصدمین روز حتما یه متن مفصل و بلند بالا خواهم نوشت. امیدوارم لذت ببرید.

اما چرا اسم این پست رو گذاشتم فوریت. فوریت در معنای لغوی، راحت می شه ترجمه کرد. البته اینها بداهه نویسیِ، خیلی جدی نگیرید. در برداشت من از این لغت عجله و وقت تنگ خودنمایی می کنه. من هم این لغت رو برای حال و روزم در نظر گرفتم. در حال حاضر شرایط بغرنج و پیچیده ای رو در حال سپری کردن هستم. در کمتر از چهارده ساعت سه امتحان سه واحدی دارم. و من مانده ام و سیل عظیمی از کارهای نکرده. به هر حال این شرایط کنونی من ست. من عاشق اینم که بعد ها، مثلا یک سال بعد، دو سال بعد و یا حتی سالها بعد به این روز برگردم و به این روزها و ساعت ها لبخند بزنم. من عاشق اینم. این کار منو مست می کنه. منو مدهوش می کنه. خدا قسمت شما هم بکنه.

به هرحال خواستم به اطلاعِ معدود خوانندگان وبلاگم برسونم که من ۲ روز نمی نوبسم و ثبت می کنم که برای اولین بار به شکل خود خواسته و به واسطه این متحانات دانشگاه بی همه چیز، در عزمم برای یکصد روز  وبلاگ نویسی خللی وارد می کنم، امیدوارم که بعد از پایان امتحانات، سر بالا و با عزمی جزم تر از قبل اینجا باشم و بنویسم.

ضمنا عکس مربوط به شرایط فعلی من نیست.

ممنون.

One thought on “فوریت

  1. حامد احمدی

    فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب. سوره شرح، آیه هفت. اون آخرین صفحات قرآن کریم.
    پس هر گاه فراغتی حاصل شد، پس نصب کن. آقای مکارم شیرازی، چطور آدمی هست یا نیست، کاری ندارم، ولی به حق از بهترین و حداقل یکی از دو یا سه ترجمه عالی قرآن را ارائه کرده. از بین چند دیگر مترجم دیگر.
    بگذریم.
    گفته که تعب و به سختی دیگر بپرداز. از روایت گرفته. که حاصل می شه هنگامی که از کاری فارغ شدی، به کار مهم دیگری بپرداز. دیگران گفتند که نماز به پا دار. حتی نماز شبانگاه. دعا کن. غیره. ولی این آیات خطاب است به پیامبر در احوالی که به فتح رسیده بود. بنابراین، یک خطاب بسیار قشنگی است. انسان که از تحمل و انتظار و سختی خلاصی پیدا می کنه، طبیعت به او پیام می ده که حالا کافیه، استراحت کن. در درون او فراوان شنیده می شه که تو دیگه نیاز به حرکت نداری و کافی هستی و غیره. یکی از بهترین کارها برای زدودن این نداهای شیطانی درونی، عبادته. عبادت، تشنه می کنه شخص رو برای بالا رفتن. و ارتفاع گرفتن.
    اینجا،
    بنابراین،
    توصیه من عین این عبارت قرآن کریمه که چون فارغ شدی، به مهم دیگری بپرداز. (این تمام فرق انسان های معمولی و غیرمعمولی است و از بزرگ ترین آزمایش ها و خط هایی که این دو دسته را از هم جدا می کند، چه در دنیا، چه در عقبا.)
    همین.

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *