درباره عِرق به دارایی هایمان

By | ۱۴/۰۳/۱۳۹۶

این روزها که درگیر امتحانات هستم و هر روز اطلاعاتی بی خود به مغزم میدم تا چند روز بعد روی برگه کاغذ به استادم تحویل بدم، از خودم بدم می آد، چون این کاری که می کنم تنها از سر اجبار ست و بس.

این که من بدونم محل استقرار ماشین آلات صنعتی در منطقه دو قرار می گیرد و یا سه(!) هیچ کمکی به من برای زندگی بهتر نخواهد کرد. اما با این سیستم آموزشی باید پیش رفت؛ تا مبادا عدم رضایت خانواده گریبان مان را بگیرد و یا اسم مان را بدون پس وند صدا بزنند، چون آن وقت جواب مردم را کسی نیست که بدهد! از این بگذریم.

راستش رو اگر بخواین این بازه زمانی که مجبورم کتاب نخونم و تمام وقتم رو صرف امتحانات خزعبل دانشگاه کنم، نوشتن برام سخت شده؛ احساس می کنم هیچ حرف تازه ای برای برون ریزی نیست. اگر هم هست از داشته های بی سر و ته خودمه که وصله می زنم و اینجا می نویسم. هر چند در صدد هستم شرایطی رو فراهم کنم که پس از این یکصد روز فرمت و قالب جدیدی رو برای نوشتن در نظر بگیرم که حداقل در بدبینانه ترین شرایط بعد از مطالعه و بستن این وبلاگ با خودتون نگین که چرا وقتم رو اینجا صرف کردم. به طور معمول سعی کردم زمانی که اینجا پستی منتشر می کنم پس از کند و کاو در اینترنت و کتاب و غیره باشه. اما این اعتراف کمی درد آوره که بگم چند روزی هست که دارم مثل قدیم خودم حرف می زنم (یعنی بدون مطالعه و تحقیق) و این حرف زدن ها رو اینجا ثبت می کنم. بگذریم.

چند روز پیش با شخصی راجع به ایمان و اعتقادات و این جور مسائلِ شخصی داشتیم بحث می کردیم. صحبت مون به اینجا رسید که باید روزه بگیریم (ضمن احترام تمام و کمال به همه کسانی که روزه می گیرن) من با این حرف در مقطع کنونی مخالف بودم؛ هر کدوم هم دلایل خاص خودمون رو داشتیم و به اونها افتخار می کردیم و ذره ای هم انعطاف به خرج نمی دادیم. ولی به محضرتون برسونم که بدون هیچ زد و خوردی بحث فیصله پیدا کرد. اما اصلا چرا اینو گفتم. اینو گفتم که راجع به یکی از دلایل یکم بیشتر گپ بزنیم. تا به حال دقت کردین که ما نسبت به دارایی هایی که داریم عِرق داریم و حاضر نیستیم به راحتی اون رو از دست بدیم؟ (قطعا اگر فردا امتحان نداشتم یکم راجع به این درگیری ذهنی ام اطلاعات جمع می کردم و بعد می نوشتم) اما نکته جالب اینکه یه سری افراد با خط مشی منحصر به فرد هستن که نسبت به دارایی که خودشون کسب نکرده باشن هم غیرت دارن و حاضر نیستن به راحتی از علاقه شون کم کنن، حتی اگر منطق مغز شون فرمان دیگه ای بده. فرضا این که شما ایرانی هستید ابدا در اون دخیل نیستید؛ اما نسبت به این که ایرانی هستید شدیدا غیرت دارید و یه جورایی می شه گفت یاد گرفتیم که ایرانیِ متعصب  باشیم (در حالی که حرف من اینکه ما انسان بودنمون خیلی مهمتر از اینکه نسبت به ملیت مون تعصب داشته باشیم) حداقل تلاش بی وقفه صدا و سیما به این شکل نشون داده می شه. مورد دیگه ای که ما با حضور مون در این دنیا با خود مون داشتیم؛ اسلامِ. ما نمی دونیم چجوری به ما رسیده، اما ازش تبعیت می کنیم. همیشه و هرجا. اصلا قصد نقد یا نفی دین رو نداریم. من بحث ام خیلی کلی تر و جامع تر از اینهاست. من فکر می کنم یه مورد دیگه، تولد ما انسان هاست. چند باری راجع به تولد نوشتم و به نحوی منطق رو به احساس در این نظر غالب کردم. من نگرش ام اینکه ما انسان ها زندگی مون خیلی فراتر از این هست که بخوایم به یک  تاریخی از زندگی مون دل ببندیم که سهمی در اون نداشتیم. بیشتر توضیح نمیدم.

بیشتر از این هم ادامه نمی دم. شاید بعدا.

ممنون.

2 thoughts on “درباره عِرق به دارایی هایمان

  1. محمدرضا زمانی

    سینا.
    توی کتاب وضعیت آخر، تامس هریس «تعصب کور» رو بالغانه نمی‌دونه. به قول تو چیزی که از گذشته تو ما قرار داده شده و ما «بدون آگاهی » داریم اون رو تکرار می‌کنیم.
    البته لغت کور رو خودم اضافه کردم و تو ذهن خودم اینطور می‌شناسم که روی بدون آگاهی بودنش تاکید کنم.
    شاید تعصب کلا کور باشه و بهتر باشه به تعصب غیر کور، «تعهد» گفت که به نظرم نه تنها ویژگی منفی‌ای نیست، که یک پارامتر خیلی خوبه ، برای یک شخصیت بالغ.

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *