زمان و بهاء

By | ۰۸/۰۳/۱۳۹۶

پول چه بهایی دارد که ممکن ست در موازنه با زمان سنگینی کند.

امروز تو مسیر بازگشت به منزل (از ونک به سمت ستارخان) داشتم فکر می کردم که با اتوبوس بیام و کرایه حمل و نقل کمتری بدم و یا با تاکسی بیام و از زمانی که دارم بهتر استفاده کنم. البته حالتی هم هست که تاکسی ممکن کمترین زمان رو به من تحویل نده اما خب حمل و نقل داخل شهری اصولا اینجوری پایه ریزی شده.

خیلی از موضوعات و بحث ها در دنیا در، نه تنها الان که ما مشغول زندگی هستیم بلکه از سالها و عصر ها قبل تحت تاثیر زمان بوده اند. از زمان های قدیم که گذشتگان و مردگان رو مومیایی می کردن و به آینده ای سوق می دادن که توقع داشتن در آنجا هم پادشاهی کنن تا همین حالا که وزارت خانه و وزیر و سمت های درجه یک و تحقیقات و مقالات پیرامون آینده و زمان حال چاپ شده و چاپ خواهد شد. نقش زمان غیر قابل انکار ست.

همیین پیش فرض ها پیرامون بها و هزینه هم صادق ست و می توان همین ادعاها را پیرامون این مسئله به موازات زمان داشت. یعنی به زبان دیگر، اگر می دیدیم که مصریان باستان را با جواهرات گرانبها دفن می کردند، ریشه اش در این بوده که یه زمانی این سکه ها و زیورآلات به کمکش خواهند آید و جلوی اتفاقات نا میمون را می گرد.

با این وصف باید اعتراف کرد، جهانِ فردی که بتواند بدون تفکر (و احتمالا) دارایی پیرامون سرمایه و وقت زندگی کند، تقریبا محال ست.

امروز و امروز ها خواهد گذشت اما از ثمره این روزها دو دست آورد اصلی اگر بماند همین دو هستن. و باید به آنها افتخار کرد که جزو اموال و دارایی کنونی ما هستن. هر چند که روش پیشرفت نشون می دهد ممکن ست در سالهای بلند سکه و اسکناس شکل دیگری به خود بگیرند و مجبور شویم با آن نسل جدید (که در حال حاضر غیر قابل پیش بینی ست) اخت پیدا کنیم، اما زمان را نمی توان برایش جاییی متصور شد. هیچ. زمان را فقط ماشین زمان شکست دهد که در طول دویست سال گذشته هرگاه دانشمندان از آن اسم به میان آوردند و خواسته اند کمی حول و حوش آن تحقیق و تفحص کنن به بن بست خوردند و از کشف اطلاعات بیشتر عاجز بودن.

واقعا عجیب هستن این دو مقوله. چگونه می توان آسوده زندگی کرد وقتی این مسائل همراه ما هستند. واقعا در عجبم. فقط در این سطرهای پایانی این پست می توانم آرزو کنم که روزی فرا رسد که انسان و به احتمال زیاد نسل های بعدی ما به زمان و پول تسلط یابند و بتوانند در رویارویی با آن بایستن و قد علم کنن.  واقعا آرزوی دیرینه ام بوده و خواهد بود. شاید رفتار امروز من واکنش جامع و رایجی باشد، اما اگر اینطور نبود و نباشد، به نفع ماست.

با آرزویی بهترین ها برای انسان و به خصوص انسانهای نسل بعد.

پی نوشت: یه اتفاق خیلی جالبی افتاد، همزمان با اینکه داشتم این متن رو می نوشتم. اونم اینکه به صورت نشسته پشت میز خوابم برد. و جالبتر اینکه دقیقا زمانی که دست هام رو کیبورد بود و داشتم می نوشتم؛ لحظاتی خواب مرا ربود.

ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *